ناهماهنگی در طبقه‌ بندی‌ توتون و تنباکو

ناهماهنگی در طبقه‌ بندی‌ توتون و تنباکو

فهرست مطالب

ناهماهنگی معنایی در طبقه‌ بندی‌ توتون و تنباکو : سفری به دل ابهامات لغوی در دنیای پیپ و تنباکو

احتمالاً با دیدن عنوان این مقاله ، فکر می‌کنید که چقدر متکبرانه و خودرایانه به نظر می‌رسد؛ و حق هم با شماست. اگر جای من بودم، شاید به چنین عنوانی می‌خندیدم. باید اعتراف کنم که پیدا کردن عبارت دقیق “ناهماهنگی معنایی” (Semantic Discord) کمی زمان برد، اما استفاده از آن برای اجتناب از طولانی شدن مقدمه و حفظ اختصار ضروری بود. مفهوم پشت این عبارت آنقدر پیچیده است که توضیح کتبی آن زمان‌بر است و عناوین نیازمند کوتاهی و ایجاز هستند. با جستجوی انواع ترکیباتی مانند “وقتی مردم برای یک چیز واحد تعاریف متفاوتی در ذهن دارند و همین باعث مشکل در ارتباط می‌شود، به آن چه می‌گویند؟” به این واژه رسیدم.

سرانجام، به وب‌سایتی برخورد کردم که این ایده را بسیار ظریف و دقیق بازتعریف کرد: «ناهماهنگی معنایی موقعیتی است که دو طرف در مورد تعریف یک کلمه یا چند کلمه کلیدی که برای ارتباط یا تدوین هرگونه مفهوم مورد بحث حیاتی است، اختلاف نظر دارند.»

در دنیای پیپ و تنباکو ، بسیاری از ما در مورد معانی کلماتی مانند “آروماتیک” (معطر)، “انگلیسی” (English)، یا “اسکاتیش” (Scottish) آنطور که به مخلوط‌های تنباکو مربوط می‌شوند، اختلاف نظر داریم. اما ممکن است حتی ندانیم که درگیر یک مناقشه لغوی هستیم. ما اغلب فرض می‌کنیم که دیگران تعاریفی مشابه تعاریف ما را پذیرفته‌اند. آنچه به عنوان معنای یک مخلوط آروماتیک درک می‌کنم، ممکن است با درک شما یکسان نباشد. من ممکن است یک تنباکوی خاص را “بالکان” (Balkan) بنامم، در حالی که شما آن را مخلوطی انگلیسی می‌دانید. طبقه‌بندی‌های مخلوط تنباکو پارامترهای well-defined (خوب تعریف شده) ندارند و شرکت‌های تنباکو، در تلاش برای متفاوت بودن از دیگران و حفظ پروفایل‌های طعمی منحصر به فرد خود، همیشه تمام اجزای تشکیل‌دهنده یک مخلوط را فاش نمی‌کنند که این امر طبقه‌بندی آنها را دشوارتر می‌کند. تعاریفی که به نظر می‌رسد ما آنها را درک می‌کنیم، تا حدی گسترده و مبهم هستند که عملاً بی‌اثر می‌شوند.

مخلوط‌های اسکاتیش (Scottish Blends) مثال خوبی در این زمینه هستند. جرمی ریوز (Jeremy Reeves)، سرمخلوط‌کننده (Head Blender) شرکت کورنل و دیل (Cornell & Diehl)، در این باره می‌گوید: «من آنها را به عنوان “انگلیسی/آروماتیک” شنیده‌ام. من شنیده‌ام که انگلیسی با پریک (Perique)، انگلیسی با بلک کاوندیش (Black Cavendish)، و انگلیسی با اسپری شده نوشیدنی اسکاتلندی — و همه این‌ها با فراوانی . ضمن اینکه نوشیدنی‌های الکلی به خودی خود صرفاً طعم‌دهنده نیستند؛ آنها طعم بسیار کمی باقی می‌گذارند. مولکول‌های الکل آنقدر کوچک هستند که به عمق برگ تنباکو نفوذ می‌کنند؛ الکل در واقع با روغن‌های تنباکو پیوند می‌خورد؛ طعمی که ایجاد می‌کند این حس را القا می‌کند که از خود برگ می‌آید، نه از چیزی که روی برگ ریخته شده است.»

او ادامه می‌دهد: «اما اولین آشنایی من با یک مخلوط اسکاتیش به عنوان یک مخلوط انگلیسی که حاوی پریک بود به من معرفی شد. سپس متوجه شدم که برخی افراد از اصطلاح اسکاتیش برای اشاره به مخلوط‌های انگلیسی که حاوی بلک کاوندیش هستند استفاده می‌کنند. من حتی شنیده‌ام که افراد “مای میچر ۹۶۵” (My Mixture 965) را یک مخلوط اسکاتیش بنامند. فکر می‌کنم جالب اینجاست که کل تفریح ما بسیار تخصصی است که حتی برای کسانی که درباره آن می‌دانند نیز به نظر می‌رسد یک راز است.»

چیزی مثل “میدنایت درایو” (Midnight Drive) ممکن است توسط برخی به عنوان یک مخلوط اسکاتیش طبقه‌بندی شود به دلیل وجود همزمان لاتاکیا (Latakia) و پریک. اما اگر من فکر کنم این یک مخلوط اسکاتیش است و آن را با کسی که فکر می‌کند مخلوط‌های اسکاتیش به معنای مخلوط لاتاکیا با یک تاپینگ (Topping) آروماتیک است بحث کنم، ما در واقع به زبان‌های مختلف صحبت می‌کنیم. سپس آن شخصی که کنار ما ایستاده و فکر می‌کند مخلوط‌های اسکاتیش شامل بلک کاوندیش می‌شود، فکر می‌کند هر دو ما اشتباه می‌کنیم، و دوستش که فکر می‌کند حتماً باید اسکاچ داشته باشد تا اسکاتیش محسوب شود، ممکن است فرض کند که میدنایت درایو حاوی نوشیدنی است. جرمی می‌گوید: «یک مخلوط اسکاتیش برای یک نفر یا نفر دیگر ممکن است معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد.» برای این کنایه‌ها تعریف محکمی وجود ندارد.

بررسی دقیق مخلوط‌های انگلیسی (English Blends)

تلاش برای دسته‌بندی مخلوط‌های تنباکو چندان پایدار نیست. بهترین کاری که اغلب انجام می‌دهیم این است که به لیستی از اجزا نگاه کنیم و فرضیات مطرح کنیم. جرمی در مورد مخلوط‌های انگلیسی می‌گوید: «حتی چیزی مثل مخلوط انگلیسی می‌تواند معانی بسیاری داشته باشد.

اگر از اصطلاح انگلیسی به معنای مخلوطی که حاوی لاتاکیا است استفاده کنید، آیا مخلوطی مثل “لومبارد” (Lombard) یک مخلوط انگلیسی است؟ این مخلوط قاطعاً و غالباً از ویرجینیا تشکیل شده با لاتاکیا و دارک فایر (Dark Fired) بسیار اندک. برای من، لومبارد همان پروفایل طعمی را القا نمی‌کند که مثلاً “استار آف د ایست فلیک” (Star of the East Flake) ایجاد می‌کند که ۵۰٪ آن لاتاکیا است و ویرجینیا و اورینتال (Oriental) نیمی دیگر را تشکیل می‌دهند — و ویرجینیا به وضوح اکثریت آن نیمی دیگر را شامل می‌شود.»

اصطلاح “مخلوط انگلیسی” می‌تواند برای افراد مختلف معانی مختلفی داشته باشد. جرمی توضیح می‌دهد: «این ممکن است به یکی از خانه‌های مخلوط‌سازی انگلیسی مانند “جرمن” (Germain) یا “گاویت” (Gawith) اشاره داشته باشد. می‌تواند به انگلیسی به عنوان یک تنباکوی بدون طعم‌دهنده (Unflavored) اشاره کند، که معمولاً اما نه همیشه، حاوی لاتاکیا است. یا می‌تواند به تنباکویی که مطابق با قوانین طعم‌دهندگی انگلیس ساخته شده است اشاره کند که اجازه اضافه کردن طعم‌دهنده را می‌دهد به شرطی که آن طعم‌دهنده‌ها به طور طبیعی استخراج شده باشند. بنابراین درست است که “استار آف د ایست فلیک” که در ایالات متحده در کارولینای جنوبی توسط کورنل و دیل ساخته شده را یک انگلیسی بنامیم و به همان اندازه درست است که “انردیل فلیک” (Ennerdale Flake) را یک تنباکوی انگلیسی بنامیم با وجود اینکه حاوی لاتاکیا نیست و بسیار شدید عطرآگین (Perfumed) شده است. و می‌تواند درست باشد که “اوپنینگ نایت” (Opening Night) ساخته شده توسط C&D را یک تنباکوی انگلیسی بنامیم به این معنا که اصلاً طعم‌دهنده ندارد. بنابراین، بله، فکر می‌کنم همه دسته‌بندی‌ها و طبقه‌بندی‌های ما معانی بسیار پراکنده و متنوعی دارند، و آنچه در واقع به آن معنا می‌دهند بستگی به این دارد که با چه کسی صحبت می‌کنید یا به چه دوره زمانی اشاره می‌کنید.»

بیشتر بخوانید:  انقلاب اسلامی ایران مظهر تجلی نور در ظلمت

حتی اگر این طبقه‌بندی‌ها را از نظر مواد تشکیل‌دهنده در نظر بگیریم، نسبت‌های آن مواد نیز مهم است.

جرمی تاکید می‌کند : «رابطه بین این پروفایل‌های طعمی مختلف مهم است، و تنباکوهای مختلف استفاده شده و نحوه مخلوط کردن برای تمرکز بر یکی یا دیگری. من راحت هستم که بگویم جاز را دوست دارم و راحت هستم که بگویم بلوز را دوست دارم، اما زیر دسته‌بندی‌های بیشتر کمتر جذاب می‌شود. کارهای زیادی که می‌توان با موسیقی انجام داد، تنوع‌ها و ترکیب‌های زیادی وجود دارد. به نظر من سردتر و کمتر جذاب می‌شود که بیشتر و بیشتر به زیرژانرها نفوذ کنیم. و گاهی فکر می‌کنم که شاید تنباکوی پیپ سعی می‌کند کار مشابهی را انجام دهد. امکانات پروفایل‌های طعمی که می‌توان با تمام این انواع مختلف تنباکو به دست آورد، لزوماً به خوبی در یک دسته قرار نمی‌گیرد اگر از طیف کامل آنچه در دسترس است استفاده کنید. بیشتر اوقات، شما در حال ساختن چیزی هستید که از نظر فنی می‌توان آن را در این دسته قرار داد، اما سپس یک عامل بند و ذخایر بیانیه پس از آن می‌تواند آن را به تفسیری دیگر سوق دهد.»

بررسی دقیق مخلوط‌های انگلیسی (English Blends)

ابهام در بلک کاوندیش (Black Cavendish)

«بلک کاوندیش به عنوان سبکی از تنباکو نیز از این مشکل رنج می‌برد. برخی فکر می‌کنند که هر چیزی که حاوی بلک کاوندیش باشد به طور خودکار آروماتیک است، حتی اگر بلک کاوندیش به تنهایی فقط برگ‌های بخارپز و پرس شده باشد. اما برگ پایه‌ای که برای تولید بلک کاوندیش استفاده می‌شود می‌تواند هر نوع تنباکویی باشد، و روشی که بخار و فشار را برای انجام فرآیند کاوندیش اعمال می‌کنید می‌تواند توسط چندین روش مختلف انجام شود. بنابراین هیچ قانون منسجمی در مورد اینکه بلک کاوندیش اصلاً چیست وجود ندارد.»

جرمی ادامه می‌دهد: «این توتون روش سیاه شده است، اما اینکه تنباکو قبل از سیاه شدن چه بوده است می‌تواند هر چیزی از برایت ویرجینیا (Bright Virginia) تا رد ویرجینیا (Red Virginia)، برلی سفید یا سیاه با قند کافی که فرآیند میلارد (Maillard reaction) بتواند برای سیاه شدن آن رخ دهد، تا تنباکوی اورینتال یا تنباکوی سیگار باشد. شما می‌توانید هر نوع تنباکویی را که بخواهید کاوندیش کنید به شرطی که قند کافی داشته باشد. بنابراین کاوندیش نیز چیز دیگری است که از طبقه‌بندی سر باز می‌زند. هیچ قانون نوشته‌شده‌ای در مورد اینکه کدام تنباکوها به استانداردهای خاصی نیاز ندارند وجود ندارد. هیچ قانونی در مورد هیچ چیزی وجود ندارد.»

این عدم قطعیت فنی به دلیل ماهیت فرآیند کاوندیش است. برخلاف تصور عموم که کاوندیش یک نوع تنباکو است، در واقع یک فرآیند است. فرآیند کاوندیش شامل بخار دادن برگ‌های تنباکو تحت فشار است که باعث (کاراملیزه شدن) قندهای طبیعی موجود در برگ می‌شود.

این واکنش شیمیایی همان است که در گوشت برشته شده یا نان تست رخ می‌دهد و رنگ تیره، بافت نرم و طعم شیرین‌تر ایجاد می‌کند. از آنجا که می‌توان تقریباً هر تنباکویی — از ویرجینیای تند تا برلی ملایم — را تحت این فرآیند قرار داد، طبقه‌بندی “کاوندیش” به یک چتر معنایی بسیار بزرگ تبدیل شده است که طیف وسیعی از ویژگی‌ها را در بر می‌گیرد. یک کاوندیش ساخته شده از برلی طعمی کاملاً متفاوت از کاوندیش ساخته شده از ویرجینیا خواهد داشت، اما هر دو در ظرف یک نام قرار می‌گیرند.

photo 2026 01 07 18 47 30

پارادوکس مخلوط‌های آروماتیک (Aromatics)

علاوه بر ابهامات ذکر شده، تنباکوهای ما ممکن است از تعاریف شخصی خود ما فراتر بروند زیرا مواد تشکیل‌دهنده کامل آنها به ندرت فاش می‌شود. برخی اسموکر های پیپ از آروماتیک‌ها اجتناب می‌کنند، یا فکر می‌کنند که این کار را می‌کنند، و ترجیح می‌دهند تنباکوی خالص بدون تاپینگ یا طعم‌دهنده داشته باشند. من برای سال‌ها در این دسته بودم تا زمانی که کشف کردم که تقریباً همه چیز، حتی تنباکوهای فهرست شده به عنوان ویرجینیای خالص یا ویرجینیا/پریک، تقریباً همیشه شامل برخی اصلاحات ظریف هستند، حتی اگر فقط برای تعدیل pH برای حس بهتر در دهان و بدون تاثیر بر طعم باشد. اکثریت قریب به اتفاق مخلوط‌های تنباکو حاوی نوعی افزودنی هستند.

اخیراً مقدار زیادی “لوکری نیوی فلیم” (Peter Stokkebye Luxury Navy Flake)
مصرف کردم . این یک ویرجینیا/پریک است، اما چیز دیگری نیز دارد، چیزی که در لیست ساده مواد تشکیل‌دهنده آن ذکر نشده است. این ظریف است، اما یک کاراکتر آروماتیک وجود دارد و فکر می‌کنم احتمالاً کمی طعم وانیل دارد، اما نمی‌توانم مطمئن باشم. علاوه بر این، فلیک‌ها آنقدر ظریف و دلنشین هستند که فکر می‌کنم حتماً باید نوعی (binder) داشته باشند، احتمالاً صمغ عربی (Gum Arabic)، وگرنه متلاشی می‌شدند. قبلاً خودم را نوعی پیوریست (تندرو یا افراطی در پاکی و خلوص) می‌دانستم، اما لوکری نیوی فلیم را دوست دارم و قرار نیست از کشیدن آن دست بکشم فقط به این دلیل که تصمیم گرفته‌ام آن را در لغت‌نامه شخصی خودم به عنوان یک آروماتیک طبقه‌بندی کنم.

بیشتر بخوانید:  فوائد نیکوتین

برای مدت طولانی در دهه ۹۰، “آئورورا” (Aurora) تنباکوی مورد علاقه من بود. این تنباکو توسط مککلند (McClelland) برای “باشگاه کلکتورهای پیپ آمریکا”
(Pipe Collectors Club of America)
باب هملین ساخته شد و بعداً به یک تنباکوی منظم مککلند تبدیل شد. به عنوان یک پیوریست خودخوانده که فقط به ویرجینیاهای مستقیم بدون کیسینگ یا تاپینگ گرایش داشت، وقتی باب آئورورا را یک آروماتیک نامید، ناراحت شدم. این تنباکو روی قوطی به این عبارت به طور مستقیم شناسایی نشده بود؛ به سادگی ویرجینیاهای مستقیم را فهرست کرده بود: “طیف کامل طعم ویرجینیای بالغ در اینجا در این مخلوط غنی و شیرین طبیعی از ویرجینیاهای قرمز ملایم و ویرجینیاهای لیمویی سیاه و معطر (Stoved) غنی ارائه شده است.” من هرگز طعم‌دهنده‌ای در تنباکو تشخیص ندادم، اما باب در توسعه آن کمک کرد و بیش از من می‌دانست. آیا او منظورش از آروماتیک همان چیزی بود که ویرجینیاهای قرمز خالص معطر هستند؟ من اینطور تفسیر نکردم، اما شاید ما در مورد دو چیز متفاوت صحبت می‌کردیم. من اکنون نمی‌توانم از او بپرسم چون او در سال ۲۰۱۹ درگذشت، اما شاید ایده من از آروماتیک و ایده او متفاوت بود.

صحبت کردن با جرمی در طول سالها برخی از سوءتفاهم‌های مرا آشکار کرده است. مثلاً مدت‌ها پیش به او گفتم که آروماتیک‌ها را دوست ندارم، که از تمام کیسینگ‌ها، طعم‌دهنده‌ها و پروپیلن گلیکول (Propylene Glycol) اجتناب می‌کنم که یک رطوبت‌دهنده رایج و خوراکی است که طعم را تغییر نمی‌دهد. فکر می‌کردم در آن زمان از آروماتیک‌ها اجتناب می‌کردم، اما ذهنم درگیر طعم‌های سنگین و انفجاری دسر بود. ظرافت‌هایی در هنر مخلوط‌کننده وجود داشت که من درک نمی‌کردم.

جرمی پرسید که چه چیزی می‌کشم و او در آشکار کردن اینکه تفکر من نادرست بوده، مهربان بود. تنباکوی من در واقع شامل PG، صمغ عربی به عنوان عامل چسباننده، قند اضافه شده و طعم‌دهنده بود. این یک تنباکوی فوق‌العاده است، فقط چیزی نبود که فکر می‌کردم در آن زمان است.

جرمیِ که فکر می‌کردم دوستم است، با آشکار کردن اینکه آنها افزودنی‌های مشابه و انواع مختلفی از طعم‌دهنده‌های ظریف دارند، ادراکات من را در مورد تنباکوهای دیگر در چرخه ذهنی ام درهم شکست . من آن اجزا را تشخیص نداده بودم. فکر می‌کردم تنباکوی دست‌نخورده می‌کشم. اما کاراکترهای آنها آنقدر با هم متفاوت بود که به زودی اشتباه خود را تشخیص دادم.

بحران درکی ، تنها به دلیل طبقه‌بندی اشتباه خودم از مخلوط‌هایی که می‌کشتم بود، نه به این دلیل که از آنها کمتر لذت می‌بردم. جرمی پیشنهاد کرد که “اوپنینگ نایت” توسط C&D را به عنوان یک آزمایش امتحان کنم. او گفت: «ما آب و اجزای معدنی کمی اضافه می‌کنیم، اما نتیجه نهایی واقعاً فقط طعم تنباکوی خالص است که همانطور که از انبار خشک‌کن آمده است.»

به طرز عجیبی، من خیلی از اوپنینگ نایت خوشم نیامد. افزودنی‌هایم را از دست داده بودم.

جرمی می‌گوید: «وقتی کسی می‌گوید آروماتیک‌ها را دوست ندارد، ممکن است معانی مختلفی داشته باشد. آنها ممکن است منظورشان این باشد که چیزی مثل “آتوم ایونینگ” (Autumn Evening) که یک آروماتیک طعم-افرا محبوب است را دوست ندارند. یا، ممکن است منظورشان این باشد که فکر نمی‌کنند چیزی بجز تنباکو مصرف کنند، که در اکثر موارد این درست نیست. تنها تعداد کمی از محصولات تنباکو وجود دارند که کاملاً فاقد هرگونه طعم‌دهنده یا کیسینگ اضافه شده باشند. طیف وسیعی از امکانات با تنباکو وجود دارد که در برابر یک سیستم طبقه‌بندی قوی مقاومت می‌کند زیرا شما می‌توانید نیم درصد از چیزی یا پنج درصد از چیزی را استفاده کنید؛ می‌توانید قطرات بسیار ریز و بسیار کوچکی از چیزها اضافه کنید که ممکن است برای کاربر نهایی غیرقابل تشخیص باشد. من از آروماتیکی که کیسینگ یا تاپینگ نداشته باشد آگاه نیستم، اما قطعاً از محصولاتی که کیسینگ یا تاپینگ دارند و به عنوان غیر آروماتیک در نظر گرفته می‌شوند، آگاهم.»

فرآوری تنباکو و ناآگاهی مصرف‌کننده :

بخشی از دشواری پشت طبقه‌بندی انواع تنباکو ، دید کم برای فرآیند تولید تنباکو است، اما این فراتر از طعم‌دهنده‌ها به ویژگی‌های فیزیکی تنباکو می‌رسد. جرمی توضیح می‌دهد: « افراد گاهی به چیزی که فکر می‌کنند ساقه کوچک در تنباکویشان است اعتراض می‌کنند.» ما همه این‌ها را پیدا می‌کنیم؛ آنها تکه‌های چوبی کوچکی هستند. «وقتی تصویری می‌فرستند، از ساقه نیست؛ این یک رگبرگ (vein) از برگ تنباکو است. هیچ راهی برای حذف تمام رگبرگ‌ها از لامینا (lamina) یا بافت برگ وجود ندارد، اما یک ساقه تنباکو به قطر یک انگشت اشاره یا بزرگتر است. هر تنباکویی که در آمریکای شمالی رشد می‌کند ساقه‌های نسبتاً بزرگی دارد، و شاخه‌های آن رگبرگ‌های قابل توجهی در پایه دارند. آنها در انتها بسیار ظریف می‌شوند، اما هیچ راه مکانیکی برای انجام کاری بیشتر از حذف آن دنده میانی وجود ندارد و وقتی رگبرگ‌ها خشک می‌شوند، هنوز برخی ساختار را دارند. برخی فکر می‌کنند که ساقه هستند. بیشتر افراد فقط در معرض تنباکو به عنوان محصول کشاورزی زیادی قرار نگرفته‌اند.»

این موضوع به سطح دانش عمومی جامعه پیپ‌کش برمی‌گردد. ما تنباکو را در قوطی‌های براق و تمیز می‌بینیم و فراموش می‌کنیم که این یک محصول زراعی است که از خاک می‌روید. تفاوت بین “ساقه” (Stem) که معمولاً در فرآیند ساقه‌گیری (Stemming) حذف می‌شود و “رگبرگ” (Vein) که بخشی از ساختار طبیعی برگ است، اغلب باعث نارضایتی نابجای مصرف‌کنندگان می‌شود. رگبرگ‌ها در واقع حامل مواد مغذی در گیاه زنده هستند و می‌توانند طعم‌های شدیدتری داشته باشند، اما حذف کامل آنها بدون تبدیل برگ به پودر غیرممکن است. تولیدکنندگان تعادل را حفظ می‌کنند تا هم ظاهر محصول مطلوب باشد و هم کیفیت دود.

بیشتر بخوانید:  مسابقه های انجمن پیپ |مسابقه اینستاگرامی قرنطینه

قبل از اینکه یک قوطی تنباکوی تمام شده را باز کنیم، تولیدکننده فرآوری قابل توجهی انجام می‌دهد که ما از آن چیز زیادی نمی‌دانیم زیرا آنها تلاش می‌کنند محصولات منحصر به فردی ارائه دهند و نمی‌خواهند رقبای آنها بفهمند چگونه به سبک متمایز خود دست یافته‌اند. این رازداری صنعتی باعث می‌شود که ما به عنوان مصرف‌کنندگان نهایی ، اغلب حدس بزنیم که چه اتفاقی افتاده است.

photo 2026 01 07 18 47 25

مخلوط‌های بالکان (Balkans): تاریخچه و سردرگمی مدرن

جرمی در مورد اصطلاح “بالکان” می‌گوید: «من شنیده‌ام که از اصطلاح بالکان برای اشاره به مخلوط‌های لاتاکیا که بسیار سنگین در لاتاکیا هستند استفاده شده است. و سپس فکر می‌کنم اصطلاح سنتی‌تر بالکان در واقع به برعکس اشاره دارد، یک مخلوط انگلیسی یا مخلوط لاتاکیا که در درجه اول بر تنباکوهای مناطق بالکان تمرکز دارد، با تنباکوهای ترکی و اورینتال در مخلوط به عنوان نت غالب، و لاتاکیا نقش فرعی را بازی می‌کند، و ویرجینیاها نقش بسیار حمایتی‌تری دارند.»

مشکل از مخلوط‌های انگلیسی در یک معنای تاریخی ناشی می‌شود. جرمی درک خود از مخلوط‌های انگلیسی را اینگونه توضیح می‌دهد: «وقتی ما از مخلوط‌های لاتاکیا به عنوان انگلیسی یاد می‌کنیم، به این دلیل است که در دوره‌های اشغال بریتانیا در خاورمیانه، لاتاکیا به راحتی در دسترس بود. ویرجینیاها در مخلوط از دورتر می‌آمدند و باید از آمریکا یا آفریقا وارد می‌شدند.

بنابراین لاتاکیا به راحتی در دسترس بود، اما ویرجینیاها کمتر و این مخلوط‌ها بر اساس راحتی و آن طعم جدید و لاکچری مورد علاقه ساختار یافتند ، لاتاکیا همان تنباکو بود.»

او ادامه می‌دهد در مورد بالکان : «مخلوط‌های بالکان ایده مشابهی داشتند، اما شما در دسترسی مساوی و آماده به تنباکوهای ترکی داشتند که فرآیند خشک کردن با آتش طولانی را طی نکرده بودند. برخی واقعاً به لاتاکیا علاقه داشتند و می‌خواستند که یک طعمی قوی ، جسور و اصلی در مخلوط باشد، بنابراین انگلیسی. دیگران می‌خواستند نقش بیشتری حمایتی داشته باشد تا مخلوط بتواند بیشتر بر جنبه‌های گردویی و گل‌دار تنباکوهای اورینتال که آن فرآیند خشک کردن با آتش را که لاتاکیا انجام می‌دهد طی نکرده بودند تمرکز کند، و اینها بالکان بودند.»

شاید این تمایز کافی نبود، زیرا ما همچنان دسته‌بندی‌های مختلف را با هم اشتباه می‌گیریم. جالب توجه است که فروشندگان برگ و کسانی که در تنباکو به عنوان یک محصول صنعتی درگیر هستند، اصطلاح آروماتیک را به معنای تنباکوی اورینتال در نظر می‌گیرند، بنابراین در برخی زمینه‌ها، بالکان‌ها نیز آروماتیک هستند. این نشان می‌دهد که چگونه اصطلاحات در صنعت و در میان مصرف‌کنندگان می‌تواند به شدت diverge (واگرا) شود.

در بازار مدرن، خط بین انگلیسی و بالکان بسیار محو شده است. بسیاری از تولیدکنندگان آمریکایی از اصطلاح “بالکان” برای بازاریابی مخلوط‌هایی استفاده می‌کنند که به سادگی دارای محتوای لاتاکیای بالاتری از یک “انگلیسی” استاندارد هستند، بدون در نظر گرفتن نسبت تنباکوهای اورینتال . این استفاده مدرن با تعریف تاریخی که جرمی بیان کرد در تضاد است، اما به دلیل فقدان استانداردهای اجباری، استفاده مدرن زبان بازی را تغییر داده است.

نتیجه‌گیری : آزادی در برچسب‌ها

هیچ‌کدام از این بحث‌ها جذابیت تنباکوهای ما را کم نمی‌کند . آنها هنوز همان طعمی را دارند و این چیزی است که ما را به آنها علاقه‌مند می‌کند . طبقه‌بندی آنها تنها راهی است برای انتقال ویژگی‌های کلی آنها. وقتی می‌گوییم “این یک مخلوط انگلیسی است”، ما نوع تنباکو را به یک روش کلی بیان می‌کنیم ، نه خاص . اما تا زمانی که بتوانیم واژگان دقیق‌تری بسازیم، باید به رسمیت بشناسیم که وقتی به یک دوست می‌گوییم یک آروماتیک می‌کشیم، آنها ممکن است ایده کاملاً متفاوتی از آنچه تلاش می‌کنیم منتقل کنیم داشته باشند.

مدت‌ها پیش جرمی ادراکات مرا در مورد اینکه چه نوع اسموکری هستم و چه دسته‌هایی از تنباکوهایم را دوست دارم، درهم شکست. من یاد گرفتم که مخلوط‌هایی فراتر از محدودیت‌های خودتحمیل شده‌ام را دوست دارم. یاد گرفتم در مورد امتحان کردن چیزهایی که قبلاً نمی‌کردم بازتر باشم و این تحسین من را برای امکانات بی‌شمار تنباکوی پیپ گسترش داده است. عجیب است که اجازه دادم ساختارهای بلاغی تعریف تجربه‌های مرا محدود کنند ، اما اکنون که پارامترها برای من شناور شده‌اند ، به نظر می‌رسد بیشتر از خود لذت می‌برم.

در نهایت ، دنیای پیپ و تنباکو به دلیل همین پیچیدگی‌ها و عدم قطعیت‌ها غنی است . اگر همه چیز دقیقاً تعریف شده و در جعبه‌های سفت و سخت قرار می‌گرفت ، شاید بخشی از جادو و کشف مرموز از بین می‌رفت . درک اینکه “ناهماهنگی معنایی” بخشی از طبیعت این تفریح است، به ما اجازه می‌دهد با دید بازتری به قوطی‌های جدید نگاه کنیم. به جای قضاوت فوری بر اساس یک برچسب، شاید بهتر باشد با ذهنی باز و بدون پیش‌داوری نسبت به آنچه انتظار داریم ، پیپ را پر کنیم . شاید در این فرآیند باشد که ما واقعاً با طعم واقعی تنباکو و پیچیدگی‌های شگفت‌انگیز آن روبرو می‌شویم ، فراتر از هر کلمه یا تعریفی که سعی در محدود کردن آن دارد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *