معماری میراث گذشته در عصر نوین: فلسفه‌ ی پیپ و توتون

در این مقاله می خوانید :

معماری میراث گذشته در عصر نوین: فلسفه‌ ی پیپ و توتون

معماری میراث گذشته در عصر نوین: فلسفه‌ ی پیپ و توتون

در گوشه‌ای تاریک و آرام از دنیای مصرف‌کالاهای سریع و دیجیتال، پدیده‌ای در حال بازگشت است که بیش از آنکه به “نیکوتین” یا “عادت” مربوط باشد، با مفهوم “زمان” و “معنا” گره خورده است. resurgence یا همان رنسانس پیپ‌کشی در دو دهه‌ی اخیر، واکنشی ناخودآگاه به سطحی‌گری مدرنیته است. اما در این میان، برندهایی توانسته‌اند

خود را از حالت یک صرفاً “تولیدکننده‌ی کالا” خارج کرده و به “ناظران و معماران یک سبک زندگی” تبدیل شوند. بررسی مسیر “اریک استوکبی” (Erik Stokkebye) و برند “نسل چهارم” (۴th Generation)، فراتر از یک مصاحبه‌ی صنفی، کاوش در استراتژی حفظ هویت در قرن بیست و یکم است؛ جایی که تاریخچه‌ی صنعتیِ سنگین یک خانواده، باید با ذائقه‌ی ظریف وِینتیج (Vintage) و استانداردهای سخت‌گیرانه‌ی مدرن همسو شود.

داستان استوکبی داستان تلاش برای بقا نیست؛ داستان “تداوم” است. تداومی که نه با تقلید کورکورانه از گذشته، بلکه با بازتعریف مفاهیم “کلکسیونی”، “تجربه‌ی محسوس” و “جامعه‌ی همذات‌پنداری” میسر شده است. در این واکاوی، قرار نیست صرفاً محصولات جدید را مرور کنیم، بلکه باید ببینیم یک برند چگونه می‌تواند در اکوسیستمی که به‌شدت در حال تغییر است، همچنان ریشه‌دار باقی بماند و در عین حال، شاخه‌های تازه‌ای به سوی آینده بروید.

اکوسیستم تجربه‌ی کامل؛ فراتر از توتون و پیپ

یکی از انتقادهای جدی که در سال‌های اخیر به بازار پیپ و توتون وارد شده، فروپاشی مدل‌های یکپارچه‌ی سنتی است. در دوران طلایی پیپ، برندهایی مثل “دانهیل” (Dunhill) یا “آستلیز” (Astley’s) تنها یک توتون نمی‌فروختند؛ آن‌ها جهان پیپ را از نانسیته‌ی چوب پیپ تا جارو توتون و کیف‌های چرمی هدایت می‌کردند. با تمرکز‌گرایی و ادغام شرکت‌های بزرگ در دهه‌های گذشته، این یکپارچگی از بین رفت و پیپ‌کش‌ها مجبور شدند قطعات پازل تجربه‌ی خود را از برندهای متفرقه و اغلب ناهماهنگ تهیه کنند.

اریک استوکبی با تاسیس “نسل چهارم”، آگاهانه یا ناخودآگاه، در پی احیای همان مدل جامع بود، اما با رویکردی مدرن. او درست زمانی که بازار به سمت تخصص‌گرایی افراطی می‌رفت، دوباره دایره را تکمیل کرد: پیپ، توتون و لوازم جانبی (Accessories). اما نکته‌ی کلیدی اینجاست که این کار را با یک استراتژی “برندینگِ سبک زندگی” انجام داد، نه صرفاً فروش سه‌گانه.

وقتی به سری “Fathers, Friends & Fire” نگاه می‌کنیم، با یک محصول مواجه نیستیم؛ بلکه با یک “داستان” روبرو هستیم. داستانی که همزمان هم به تاریخچه‌ی شخصی او (پدران، دوستان) ارجاع می‌دهد و هم به منشأ اصلی پیپ (آتش). این نام‌گذاری و توسعه‌ی محصولات مرتبط با آن، نشان‌دهنده‌ی درک عمیقی از روانشناسی مشتری امروزی است. مشتری امروزی دیگر به دنبال یک “جعبه‌ی توتون” نیست؛ او به دنبال یک “حس” است. وقتی “استیو مابی” (Steve Mawby) در مورد یکی از توتون‌های این سری (Virginia Oriental) صحبت می‌کند که برای صبحانه و شروع نرمِ روز مناسب است، ما در واقع توصیف یک “عملکرد” (Functionality) را می‌شنویم، نه صرفاً یک ترکیب تنباکو.

توتون‌های سری Batch 003 یا Batch 001 نمونه‌ای از این تلاش برای تعریف “لحظه‌های زندگی” هستند. توتون صبحگاهی با طبع نرم و شرقی (Oriental)، تفاوتی ماهوی با یک توتون شامگاهی دارد. برند “نسل چهارم” با تولید این طیف، در حال آموزش به مشتری برای “آراستن زمان” با توتون‌های مختلف است.

بیشتر بخوانید:  نمای نزدیک تصاویر میکروسکوپی از بلورهای قند تخمیر شده در توتون

این بازگشت به مفهوم “تجربه‌ی کامل” است؛ جایی که یک پیپ نیروپ (Neerup) یا یک شاکوم (Chacom) که با برند ۴th Generation عرضه شده، باید با توتون داخلش و کیف چرمی‌ای که در آن حمل می‌شود، همخوانی داشته باشد. این همخوانی، اعتماد مشتری را جلب می‌کند و بار تصمیم‌گیری او را کاهش می‌دهد؛ او دیگر نگران هماهنگی قطعات نیست، زیرا یک “معمار” (برند) قبلاً این هماهنگی را برایش تضمین کرده است.

استراتژی تولیدِ چابک: معمارِ شبکه‌ای

یکی از جالب‌ترین وجوه کسب‌وکار استوکبی، عدم تعصب به یک تولیدکننده یا کارخانه‌ی خاص است. در دنیای تجارت امروز، معمولاً برندها یا مالک کارخانه‌اند یا برند اختصاصی یک تولیدکننده‌ی بزرگ (OEM) می‌شوند. اما استوکبی مسیری بی‌نظیر را انتخاب کرده است: او یک “توسعه‌دهنده‌ی محصول” (Product Developer) است که شبکه‌ای از بهترین تولیدکنندگان در نقاط مختلف جهان را مدیریت می‌کند.

او با “جرمی ریوز” (Jeremy Reeves) در شرکت “کرنل و دیل” (Cornell & Diehl) برای تولید برخی توتون‌های آمریکایی همکاری می‌کند، در همان حال برای ساخت پیپ‌ های سالانه (Pipe of the Year) به “برونو ناتنز” (Bruno Nuttens) در فرانسه مراجعه می‌کند، و برای طراحی‌های خاص دیگر با “پدر جپسن” (Peder Jeppesen) در دانمارک کار می‌کند.

این رویکرد “توسعه‌ی شبکه‌ای” (Networked Development) به او اجازه می‌دهد تا بهترین‌ها را از هر منطقه و هر تخصص جذب کند.

برای مثال ، بررسی ترکیب توتون “Black Dot” که به صورت عمده (Bulk) عرضه شده، درک عمیقی از این استراتژی می‌دهد. این توتون با ترکیب “ویرجینیای قرمز” و “پریک” (Perique) و به صورت “سکه‌ای” (Coin Cut) تولید شده است. تولید سکه‌ای و دست‌ساز (Hand-spun) فرآیندی زمان‌بر و پرهزینه است

که نیازمند مهارت خاصی در کارخانه دارد. استوکبی با شناخت دقیق کارخانه‌ها، می‌داند که کدام facility برای تولید چنین محصولی مناسب‌تر است . او “Black Dot” را به عنوان “خویشاوندی” (Sibling) برای توتون محبوب “Evening Flake” معرفی می‌کند، اما با روحیهای متفاوت. این نشان می‌دهد که او پورتفولیوی محصولات را نه بر اساس تصادف، بلکه بر اساس یک نقشه‌ی استراتژیک از طعم‌ها و بافت‌ها مدیریت می‌کند تا تمام طیف‌های ذائقه‌ی مخاطب را پوشش دهد.

این انعطاف‌پذیری در تولید، یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب می‌شود. در حالی که بسیاری از رقبا محدود به توانایی‌های ماشین‌آلات و خط تولید خود هستند، استوکبی مانند یک کارگردان فیلم است که بهترین بازیگران (تولیدکنندگان) را برای هر نقش (محصول) انتخاب می‌کند.

این موضوع در تولید لوازم جانبی نیز صدق می‌کند؛ از تولید هومیدورهای مخصوص پیپ (Pipe-Tobacco Humidor) که تا پیش از این نوآوری محسوب می‌شد، تا کیف‌های چرمی و فندک‌های طرح‌دار. او با الهام گرفتن از یک قوطی “اسناف” (Snuff Can) قدیمی و طلایی متعلق به پدربزرگش، یک طرح جدید را روی هومیدور و فندک پیاده می‌کند. اینجا جایی است که “صنعت” با “هنر” و “خاطره” پیوند می‌خورد. او لوازم جانبی را نه به عنوان کالاهایی ثانویه، بلکه به عنوان تکه‌های پازلِ هویتِ برند می‌بیند.

معماری میراث گذشته در عصر نوین: فلسفه‌ ی پیپ و توتون معماری میراث گذشته در عصر نوین: فلسفه‌ ی پیپ و توتون معماری میراث گذشته در عصر نوین: فلسفه‌ ی پیپ و توتون معماری میراث گذشته در عصر نوین: فلسفه‌ ی پیپ و توتون

بار نام خانوادگی: روانشناسی چندنسلی

پشت تمام این تصمیمات تجاری، یک روانشناسی عمیق فردی و خانوادگی نهفته است. اریک استوکبی “نسل چهارم” نامگذاری نشده است؛ این یک واقعیت تاریخی است. او فرزند خانواده‌ای است که کارخانه‌های توتون در اودنسه (Odense) دانمارک، برای آن‌ها چیزی فراتر از محل درآمد بوده است؛ پاتوق زندگی.

بیشتر بخوانید:  طلای معطر بالکان: سفری به قلب صنعت توتون مقدونیه شمالی و چالش‌های آن

داستان کودکی او که در سن ۸ ساله در کارخانه‌ی پدربزرگش مشغول به کار بوده و جعبه‌ها را از طبقه بالا به پایین می‌لغزانده، تصویر قدرتمندی از “القای ارزش‌ها” را نشان می‌دهد. این تجربه‌ی زیسته، ناخودآگاه بر نحوه‌ی مدیریت او تأثیر گذاشته است. او وقتی در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ دچار تردید می‌شود که آیا باید شغل دیگری را امتحان کند یا خیر، در نهایت به این نتیجه می‌رسد که “این همان چیزی است که من هستم”. این درون‌گرایی به سمت اصالت (Authenticity)، همان چیزی است که امروز برند او را متمایز می‌کند.

نام‌گذاری محصولات با نام‌های اعضای خانواده، مانند “Max Erik’s Blend” (نام پسرش)، یک حرکت هوشمندانه در برندینگ عاطفی است. وقتی او از پسرش “مکس” اجازه می‌گیرد تا نامش را روی یک توتون بگذارد، در واقع توتون را به یک میراث زنده تبدیل می‌کند. پسرش که در حال حاضر در شرکت “لین لیمیتد” (Lane Limited) کار می‌کند، نشان می‌دهد که نسل پنجم نیز آماده‌ی ورود به میدان است. اما این ورود با فشار نیست، بلکه با اشتیاق و تشویق همراه است.

حتی داستان بازگشت برند “الیور توئیست” (Oliver Twist) به یک خانواده‌ی دیگر (خانواده‌ی گندرسن) بعد از فروش آن به شرکت‌های بزرگ، پیامی نمادین برای خود استوکبی دارد. این داستان تأیید می‌کند که در صنعت توتون، “مالکیت خانوادگی” و “اشتیاق فردی” معمولاً منجر به حفظ کیفیت و اصالت بهتر از مدیریت‌های بوروکراتیک شرکت‌های چندملیتی می‌شود. او به عنوان یک همکار قدیمی خانواده‌ی گندرسن، این خرید را تبریک می‌گوید؛ نشانی از درک عمیقِ “جامعه‌ی پنهانِ توتون” که در آن همه با هم رقیب و دوست هستند.

پارادوکس نسل جدید : دیجیتال‌هایی که به آنالوگ پناه می‌برند

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در گفت‌وگوهای اخیر با فعالان صنعت پیپ به چشم می‌خورد، تغییر چشمگیر دموگرافیک نمایشگاه‌ های پیپ است. “شین ایرلند” (Shane Ireland) و “اندی وایک” (Andy Wike) به درستی اشاره می‌کنند که اکنون جمعیت جوانان (دهه‌ی بیست و سی زندگی) در این نمایشگاه‌ها چشمگیر است. سوال این است که چرا نسل دیجیتال، به ابزاری قدیمی و زمان‌بر مثل پیپ روی می‌آورد؟

پاسخ در ماهیت “آرامش” و “کنترل” نهفته است. در دنیایی که همه‌چیز با یک کلیک و در کسری از ثانیه اتفاق می‌افتد، آماده‌سازی و کشیدن پیپ به معنای “مقاومت در برابر سرعت” است. این نسل به دنبال تجربه‌ی “حسی” (Tactile) است. بوی چوب ، لطافت توتون، فرآیند بسته‌بندی، و حتی نیاز به تمرکز برای روشن نگه داشتن پیپ، همه در تضاد با گجت‌های هوشمندند.

اریک استوکبی و برندهای همسو مانند Cornell & Diehl، با درک این تغییر، ابزارهای لازم را برای این نسل فراهم کرده‌اند. اینترنت نقش یک کاتالیزور را بازی کرده است. اگرچه اینترنت به نظر می‌رسد دشمن سنت‌های قدیمی است، اما در واقع ناجی این صنعت بوده است. انجمن‌های آنلاین، فروم‌ها و بررسی‌های ویدئویی، دانش سنتی را که قبلاً فقط در مغازه‌های فیزیکی و پشت پیشخوان منتقل می‌شد، دموکراتیک کردند. جوانی که امروز وارد این سرگرمی می‌شود، دسترسی به اطلاعاتی دارد که قبلاً فقط در اختیار قدیمی‌ها بود.

برند “نسل چهارم” با استراتژی “همکاری” (Collaboration) و تولید محتوا و حضور فعال در نمایشگاه‌ها، دقیقاً در همین نقطه قرار گرفته است. او نمی‌خواهد فقط “پدربزرگ‌ها” را مشتری داشته باشد؛ او می‌خواهد نوه‌هایی را که به دنبال “ریترو” و “اصالت” هستند جذب کند. محصولاتی مثل “Black Dot” یا پیپ‌های تولید شده توسط کارگاه‌های ایتالیایی که اخیراً به خط تولید اضافه شده‌اند، با ظاهری مدرن‌تر و استتیکی متفاوت، زبان مشترک این نسل جدید را می‌فهمند.

بیشتر بخوانید:  سیگاربرگ کوهیبا سیگلو ۴

نقد روایت‌ های غلط : پیپ‌ کشی به عنوان یک ترند

با این حال، باید مراقب تفسیرهای سطحی بود. وقتی نیویورک تایمز یا رسانه‌های مد، پیپ‌کشی را به عنوان “ترند سال ۲۰۲۶” معرفی می‌کنند، باید با شکاکیت برخورد کرد. پیپ‌کشی یک “مد” نیست که برود و بیاید ؛ بلکه یک “سبک زندگی” است که بازگشته است. تفاوت در این است که مد بر اساس “همرنگی با جماعت” شکل می‌گیرد، اما سبک زندگی بر اساس “تفاوت” و “تامل” بقا می‌یابد.

استوکبی در اشاره‌ی خود به این مقالات، می‌داند که این “سر و صدا” (Noise) دوام‌دار نیست ، اما “اشتیاق” (Passion) پایدار است. او وظیفه‌ی خود می‌داند که با تولید محصولات فکورانه و باکیفیت، وقتی “مد” رفت، علاقه‌مندان واقعی را حفظ کند. این جاست که مفهوم “دستیار تولید” یا “کمک‌کُد” (Cousin) در معرفی توتون‌ها اهمیت پیدا می‌کند. او یک توتون را صرفاً برای پر کردن سبد کالایی تولید نمی‌کند؛ او آن را برای تکمیل تجربه‌ی یک پیپ‌کش جدی تولید می‌کند. مثلاً توتون “Sweet Aromatic” از سری FF&F، صرفاً یک طعم شیرین نیست؛ بلکه تعادلی است میان بافت، رایحه و نحوه‌ی سوختن که حتی برای یک پیپ‌کش باتجربه نیز جذاب باشد. سطحی‌نگری در این صنعت، رقیب اصلی کیفیت است.

سخن پایانی : آتش، خاکستر و جاودانگی

در نهایت ، آنچه از تجربه‌ی اریک استوکبی و برند “نسل چهارم” درمی‌آید، درس‌هایی فراتر از بازاریابی توتون پیپ است. این داستان نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در دنیایی که به‌سرعت به سمت یکسان‌سازی می‌رود، با تکیه بر “ریشه‌ها” و در عین حال “آزادی عمل”، اکوسیستمی پویا ساخت.

پیپ‌هایی که اکنون می‌کشیم، چه ساخت “برونو ناتنز” باشند و چه ساخت پدر جپسن، چه توتون‌های “جرمی ریوز” باشند و چه توتون‌های دست‌ساز دانمارک، همگی بخشی از یک زنجیره‌ی نامرئی‌اند . زنجیره‌ای که از دستان پدربزرگ اریک در کارخانه‌ی اودنسه آغاز شده، اکنون به دستان پسرش “مکس” در “لین لیمیتد” و نهایتاً به دستان ما ، مصرف‌کنندگان نهایی ، می‌رسد .

ما با خرید این محصولات ، فقط کالا نمی‌خریم ؛ بلکه در یک “توافق نانوشته‌ی فرهنگی” شرکت می‌کنیم. ما حامی این ایده هستیم که هنر می‌تواند در فرم توتون و پیپ بروز کند . ما طرفدار این تفکر هستیم که آهستگی ، لذتی است که به آن ارج می‌نهیم .

اریک استوکبی می‌تواند روزی بازنشسته شود ، اما برند او و مفهوم آن، اگر همچنان بر همین اصول “اصالت، کیفیت و تجربه‌ی کامل” تکیه کند، از تمام ما دوام‌دارتر خواهد بود. همان‌طور که استیو مابی به درستی اشاره کرد : “تمام این پیپ‌هایی که الان می‌کشیم، از ما طولانی‌تر عمر خواهند کرد.” شاید این باشد که ما به آن‌ها می‌گوییم “جایگزین دائمی” در یک جهان موقتی و این ، شاید بزرگترین درسی باشد که پدربزرگ‌هایمان ناخواسته به ما آموختند و اریک استوکبی آن را به زبان امروزی ترجمه کرد .

معماری میراث گذشته در عصر نوین: فلسفه‌ ی پیپ و توتون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسب ها