هنرِ آرامش در سایه‌ی جلال : تحلیلی بر ذائقه‌ی سیگاری وین گرتسکی

در این مقاله می خوانید :

هنرِ آرامش در سایه‌ی جلال : تحلیلی بر ذائقه‌ی سیگاری وین گرتسکی

هنرِ آرامش در سایه‌ی جلال : تحلیلی بر ذائقه‌ی سیگاری وین گرتسکی  Wayne Gretzky

در دنیای ورزش، ستاره‌ها اغلب با سرعت، قدرت و برخورد‌های فیزیکی به‌تصویر کشیده می‌شوند؛ آن‌ها موجوداتی هستند که بر لبه‌ی تیغه‌ی آدرنالین راه می‌روند. اما به گوشه‌ی ساکت و خصوصی زندگی آن‌ها سر می‌زنیم، جایی که ورزشکار برای لحظه‌ای از هویت عمومی خود فاصله می‌گیرد و به انسانی صرفاً معمولی و آرام تبدیل می‌شود. وین گرتسکی،

که در تاریخ هاکی روی یخ به عنوان “بزرگ‌ترین” شناخته می‌شود، نماد بارز این دوگانگی است. مردی که سرعت ذهن و دستانش رکوردهایی را شکست که گمان می‌رفت دست‌نیافتنی هستند، در دنیای بیرون از یخ، عاشق سرعتی کاملاً متفاوت است: سرعت سوزاندن آهسته‌ی یک برگ تنباکوی باکیفیت. بررسی سبک زندگی و انتخاب‌های سیگاری او، صرفاً یک سرگرم‌شناسی نیست؛ بلکه دریچه‌ای است به درک روانشناسی یک قهرمان که یاد گرفته است در زمانی که ساعت‌ها بازی متوقف شده، زمان را با آهستگی و با لذت بگذراند.

وین گرتسکی هرگز خود را یک منتقد حرفه‌ای سیگار برگ معرفی نکرده و ادعایی در زمینه‌ی blending یا blendology ندارد، اما رویکرد او به سیگار برگ، مانند رویکردش به بازی هاکی، مملو از درک طبیعت، احترام به تاریخ و قدردانی از لحظه است. وقتی او پای میزی می‌نشیند و قیچی خود را بر روی یک کاپای Cuban یا نیکاراگوئی تنظیم می‌کند، ما شاهد تمرکز عمیقی هستیم که شبیه به لحظه‌ی قبل از یک ضربه پنالتی است؛ با این تفاوت که اینجا حریفی وجود ندارد و تنها هدف، لذت بردن از گفتگو و طعم است.

روانشناسی انتخاب : چرا سیگار برگ برای یک اسطوره؟

برای درک اهمیت سیگار برگ در زندگی وین گرتسکی، باید اول به ماهیت استرس و فشار روانی در سطح نخبگان ورزشی نگاه کنیم. هاکی روی یخ، ورزشی است که در کسری از ثانیه تصمیم‌گیری می‌طلبد. دهه‌ها زندگی با ضربان قلب بالا و واکنش‌های سریع، نیازمند یک آنتی‌دوت طبیعی است. سیگار برگ برای گرتسکی، و بسیاری از شخصیت‌های برجسته‌ی جهان، تنها یک عادت نیست؛ بلکه یک “تکنیک ذهن‌آگاهی” (Mindfulness) عملی است. فرآیند آماده‌سازی، بریدن کاپ، روشن کردن با دقت و نخستین پاف‌های کند، همه و همه فرمانی به مغز برای کاهش سرعت هستند.

تحلیلگران رفتاری معتقدند که فعالیت‌هایی که نیاز به مهارت دستی و تمرکز حسی دارند، اثرات آرام‌بخشی عمیقی بر سیستم عصبی دارند. گرتسکی در گفتگوهای خود بارها اشاره کرده که سیگار برگ به او کمک می‌کند تا در “اکنون” زندگی کند. در دنیای مدرن که همه در حال دویدن به سوی آینده هستند، سیگار برگ ابزاری است که شما را مجبور به توقف می‌کند. شما نمی‌توانید یک سیگار برگ خوب را عجله‌ای دود کنید؛ اگر این کار را بکنید، داغ می‌شود، طعمش تلخ می‌شود و تجربه خراب می‌گردد. این الزامِ آهستگی، دقیقاً همان چیزی است که ذهن یک ورزشکار بازنشسته یا مشغول مدیریت، نیازمند آن است.

طعم‌بندی و ترجیحات کوبایی علیه نیوارلد

وقتی وارد جزئیات سلیقه‌ی وین گرتسکی می‌شویم، با پترن‌های جالبی روبرو می‌شویم که گویای شخصیت اوست. او به عنوان کسی که دوران اوجش را در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی گذراند، طبعاً با افسانه‌ی سیگارهای کوبایی (Cuban Cigars) بزرگ شده است. در آن دوران، کوبا اوج کیفیت و پرستیژ بود. گرتسکی عاشق مارک‌هایی نظیر “کوهیبا” (Cohiba) و “پارتاگاس” (Partagas) است.

اما انتخاب کوهیبا توسط او صرفاً یک انتخاب تجملاتی یا برندمحور نیست. کوهیبا، به خصوص در فرمت‌های بزرگتر مثل “Espléndidos” یا “Robusto”، دارای بدنه‌ای متوسط تا رو به قوی است که با طعم‌های پیچیده‌ی چوب، خاک و کاکائو درهم آمیخته است. این سیگار‌ها نیازمند تجربه‌ی بالایی در دود کردن دارند تا در نیمه‌ی دوم خود تلخ نشوند. اینکه گرتسکی به سراغ این برند می‌رود، نشان‌دهنده‌ی لذت او از پیچیدگی (Complexity) است. او به دنبال یک سیگار ساده و یک‌نواخت نیست؛ بلکه سیگاری می‌خواهد که مانند یک داستان روایت شود: شروعی نرم، میانه‌ای پرشور و پایانی ماندگار.

بیشتر بخوانید:  تحولات چشمگیر در صنعت سیگار برگ فاخر : از تحریم‌های فلج‌کننده تا نوآوری‌های بی‌سابقه

در مقابل، وجود علاقه‌ی او به برندهای نیکاراگوئی مانند “پادرون” (Padron) نشان‌دهنده‌ی باز بودن ذهن اوست. صنعت سیگار برگ در دهه‌های اخیر تحولاتی شگفت‌انگیز را در نیکاراگوئه و جمهوری دومینیکن تجربه کرده است. برندهایی مانند پادرون، با استفاده از تنباکوهای کهنه و فرآیندهای اختصاصی تخمیر ، توانسته‌اند رقیبان جدی برای کوبایی‌ها باشند. سیگارهای پادرون، به خصوص سری‌های “Anniversary” یا سری ۱۹۶۴، معمولاً دارای طعم‌های شکلاتی، قهوه‌ای و ادویه‌ای غلیظ‌تری هستند. گرایش گرتسکی به هر دو سوی میدان (کوبا و نیوارلد)، نشان می‌دهد که او یک “جستجوگر طعم” است که اسیر کلیشه‌ها نمی‌شود و کیفیت را فارغ از جغرافیا می‌ستاید.

بررسی انتخاب‌های او در سایزهای مختلف (Vitola) نیز نکات آموزنده‌ای دارد. او اغلب سیگارهای با کالیبر ضخیم‌تر (Ring Gauge) مانند Robusto یا Toro را ترجیح می‌دهد. این سایزها نسبت به سیگارهای باریک و بلند مثل Panatela، خنک‌تر دود می‌دهند و طعم متنوع‌تری را به دلیل وجود برگ‌های بیشتری در فیلتر ارائه می‌دهند. برای کسی که می‌خواهد حین دود کردن از یک گپ دوستانه یا یک بازی گلف لذت ببرد، Robusto انتخاب منطقی است؛ زمانی در حدود یک ساعت که نه آن‌قدر کوتاه است که حسرت باقی بماند و نه آن‌قدر طولانی که خسته‌کننده شود.

آیین هم‌نشینی: سیگار برگ به عنوان زبانِ گفتمان

یکی از عمیق‌ترین لایه‌های علاقه‌ی وین گرتسکی به سیگار برگ، بُعد اجتماعی آن است. در دنیای سیگار، “تخت هفت” (Seventh inning stretch) یا استراحت بعد از شام، زمانی برای پیوند زدن قلب‌هاست. گرتسکی در مصاحبه‌هایش بارها از دوستانش، هم‌تیمی‌های سابق و رقبای قدیمی‌اش گفته است که با چه میزانی عشق و احترام در کنارشان سیگار کشیده است.

داستان‌های او از نشستن در پاسیوی هتل‌ها یا روی تراس رستوران‌ها، بوی تنباکو را با بوی دوستی آمیخته است. سیگار برگ یک فعالیت انفرادی نیست، حتی اگر به تن انجام شود. دود سیگار برگ حائل نامرئی اما قدرتمندی است که فضا را برای گفتگوهای عمیق فراهم می‌کند. در دنیای پر سر و صدای امروز، پیدا کردن فضایی که در آن افراد تلفن‌های همراه را کنار بگذارند و تنها بر روی دود و کلمات تمرکز کنند، نایاب است. حلقه‌ی دود (Smoke Ring) که گرتسکی و دوستانش در هوا ایجاد می‌کنند، نماد حلقه‌ای است که بیرون‌ها را محروم و درون‌ها را شامل می‌شود.

این جنبه‌ی اجتماعی را نمی‌توان نادیده گرفت. گرتسکی که سال‌ها کاپیتان تیم‌ها بوده و نقش رهبری را بازی کرده، می‌داند که تصمیمات بزرگ در اتاق‌های بسته و با فضای آرام گرفته می‌شوند، نه در سروصدا. سیگار برگ ابزاری است که به فضا این وقار و آرامش را می‌بخشد. او از این فضا برای بحث‌های جدی، شوخی‌های رفیقانه و یا سکوتِ مطلق لذت می‌برد.

سازگاری ریتمیک : گلف و سیگار برگ

نمی‌توان درباره‌ی وین گرتسکی و زمان فراغتش صحبت کرد و به گلف اشاره نکرد. گلف و سیگار برگ دو بال پرواز برای آرامش بسیاری از بزرگان هستند. تحلیل این دو فعالیت در کنار هم، تضادهای زیبایی را آشکار می‌کند. گلف، ورزشی است که نیازمند تمرکز لحظه‌ای برای ضربه زدن، اما اوقات فراغت طولانی در حین راه رفتن در مسیر دارد. این ساختار، بستر ایده‌آلی برای دود کردن سیگار برگ است.

برای گرتسکی، گلف شبیه هاکی نیست. در هاکی، شما مدام در واکنش به یاران و حریفان هستید. در گلف، شما با خود و زمین درگیر هستید. سیگار برگ در این میان نقش هماهنگ‌کننده را دارد. حین راه رفتن به سمت توپ، داشتن یک سیگار روشن در دست، ریتم تنفس را تنظیم می‌کند. دم و بازدم منظم با سیگار، به کاهش تنش عضلانی ناشی از تلاش برای ضربه‌ی دقیق کمک می‌کند.

بیشتر بخوانید:  ۱۱ سیگاریلوی پرطرفدار در جهان : معرفی و بررسی کامل

گرتسکی داستان‌هایی از بازی‌های گلف با دوستانی مانند کلینت ایستوود یا بزرگان دیگر تعریف می‌کند که در آن‌ها سیگار برگ بخشی از نمره‌ی بازی نیست، بلکه بخشی از تجربه‌ی کلی است. تفاوت این دو رشته ورزشی (هاکی و گلف) در زندگی گرتسکی، نماد گذار از جوانی و هیجان به بلوغ و تعمق است. همان‌طور که هاکی ورزشِ انفجار انرژی است، گلف و سیگار برگ ورزشِ مدیریت انرژی و آرامش‌اند.

فلسفه‌ی “بزرگ” در دنیای سیگار برگ

وقتی از گرتسکی می‌پرسیم چرا از میان تمام مارک‌ها و مدل‌ها، سراغ خاص‌ترین‌ها می‌رود، پاسخ او حاوی درکی از کیفیت است که از دوران حرفه‌ای‌اش باقی مانده است. او می‌داند که “عالی” بودن حاصل جزئیات است. یک سیگار برگ خوب، حاصل ترکیبی دقیق از خاک، اقلیم، جداسازی برگ‌ها، فرآیند خشک کردن و دست‌ساز بودن است.

او ارج می‌نهد به هنرِ “Torcedore” (پیچ‌نده‌ی سیگار). می‌داند که فشاری که پیچ‌نده روی برگ اعمال می‌کند، باید دقیقاً در حدی باشد که کشیدن هوا راحت باشد اما آتش به سرعت بالا نرود. این حساسیت به جزئیات، همان چیزی است که او را به “بزرگ” تبدیل کرد. او در هاکی می‌دانست که پاتک را باید با چند میلی‌متر اختلاف به سمت دروازه فرستاد؛ در سیگار برگ هم می‌داند که برش کاپ باید دقیقاً در جای درست باشد تا هوا بدون انسداد جریان یابد.

بنابراین، سیگار برگ برای گرتسکی نمادی از دستاوردهای انسانی است. او وقتی یک کوهیبا روشن می‌کند، در واقع به قدمت و تلاش بی‌وقفه‌ی کشاورزان کوبایی احترام می‌گذارد. او نمی‌خواهد سیگاری را دود کند که به شکل صنعتی و بی‌روح ساخته شده باشد. او ارزش “زمان” را می‌داند؛ چه زمانی که صرف ساخت سیگار شده، چه زمانی که صرف کهنه شدن تنباکو شده، و چه زمانی که او صرف دود کردن آن می‌کند.

چالش‌ها و تکامل ذائقه

همان‌طور که هیچ ورزشکاری بدون آسیب و چالش به پایان نمی‌رسد، مسیر سیگاری بودن گرتسکی نیز خالی از فراز و نشیب نبوده است. مانند هر عاشق دیگری، او نیز در گذر زمان تغییرات ذائقه‌ای را تجربه کرده است. جوانی که شاید طعم‌های شدید و تند را دوست داشت، امروز ممکن است به سراغ سیگارهایی با بدنه‌ی متوسط (Medium) که تعادل بیشتری دارند، برود.

همچنین، دسترسی به محصولات باکیفیت همیشه چالش بوده است، به خصوص برای آمریکایی‌ها که با (تحریم) علیه کوبا روبرو هستند. این محدودیت، عشاق سیگار را وادار می‌کند تا جهان‌شناسی بهتری پیدا کنند. گرتسکی با کاوش در بازارهایی مانند هندوراس، جمهوری دومینیکن و نیکاراگوئه، نشان داده که عشقش به تنباکو مرزهای سیاسی را نمی‌شناسد. این کاوش، به مجموعه‌ی تجربیات او غنا بخشیده است. او یاد گرفته که تنباکوی “Connecticut Shade” ظرافتی متفاوت با تنباکوی “Corojo” دارد.

این تکامل ذائقه، بازتابی از بلوغ فکری اوست. دنیا دیگر برای او سیاه و سفید نیست (فقط کوبایی یا غیرکوبایی). او طیف‌های خاکستری و رنگارنگی از طعم‌ها را کشف کرده است: از شوریِ ادویه‌های کارائیب گرفته تا شیرینی‌ی کارامل در برگ‌های Maduro. این نگاه پویا، او را از یک مصرف‌کننده صرف به یک کنشگر فرهنگی در حوزه‌ی سیگار تبدیل کرده است.

سیگار برگ و میراث (Legacy)

در نهایت، وقتی به کل زندگی‌نامه‌ی وین گرتسکی نگاه می‌کنیم، سیگار برگ کجای آن قرار می‌گیرد؟ آیا جزئی کوچک است یا بخشی از هویت او؟ به نظر می‌رسد که سیگار برگ یکی از ستون‌های اصلی “زندگی خصوصی” اوست؛ بخشی که او را به زمین و واقعیت‌های ساده و لذت‌بخش زندگی متصل می‌کند.

میراث گرتسکی در هاکی، رکوردها و جام‌هاست. اما میراث او به عنوان یک انسان، نحوه‌ی گذراندن زمان و لذت بردن از زندگی است. او به ما یادآوری می‌کند که موفقیت تنها به معنای کار کردن نیست؛ بلکه به معنای توانایی توقف کردن و لذت بردن است. سیگار برگ نمادی از این توانایی است.

بیشتر بخوانید:  آیا سیگاریلو همان سیگار برگ است؟

در دنیایی که همه عجله دارند و لذت‌ها فوری و مصرفی شده‌اند، سبک زندگی وین گرتسکی یک کلاس درس درس است. او به ما می‌آموزد که برای یک ساعت کامل، پای یک سیگار برگ بنشینیم، به دود نگاه کنیم، با دوست صحبت کنیم و کاری به تیک‌تاک ساعت نداشته باشیم. این آرامش ذهنی است که ثروتمندترین دارایی یک قهرمان بازنشسته است.

تحلیل تکنیکی : آنچه گرتسکی در سیگار جستجو می‌کند

اگر بخواهیم از منظر تکنیکال و تخصصی (Connoisseur perspective) به انتخاب‌های او نگاه کنیم، باید چند پارامتر کلیدی را برجسته کنیم:

۱. ساختار (Construction): گرتسکی سیگارهایی را ترجیح می‌دهد که کشش (Draw) آن‌ها نرم و یکنواخت باشد. هیچ‌چیز برای یک عاشق سیگار آزاردهنده‌تر از سیگاری نیست که یا بیش از حد سفت است (انسداد) یا بیش از حد شل (سوختن سریع و داغ شدن). او در انتخاب‌هایش، به برندهایی وفادار است که کنترل کیفیت بالایی دارند و پیچیدگی برگ‌های filler و binder آن‌ها عالی است. این دقیقاً مشابه انتظاری است که از چوب راکت هاکی یا کیفیت یخ پیست دارد.

۲. تعادل طعم (Flavor Balance): او از سیگارهایی که فقط یک طعم را می‌فشانند (مثلاً فقط تلخی خام) دوری می‌کند. او به دنبال “شبیه‌سازی طعم” (Flavor Profile) است که در آن سه ماده اصلی وجود داشته باشد: شوری (از خاک)، شیرینی (از قند طبیعی برگ) و تندی (از ادویه‌های موجود در روغن‌های تنباکو). وجود این سه عنصر در تعادل، نشانه‌ی یک سیگار برگ باکیفیت است.

۳. پایان‌بندی (Finish): آخرین بخش تجربه‌ی دود کردن برای گرتسکی بسیار مهم است. طعمی که در دهان بعد از بیرون دادن دود باقی می‌ماند (Aftertaste)، باید خوشایند و ماندگار باشد. او سیگارهایی را دوست دارد که در پایان، طعمی چوبی یا خاکی ملایم در دهان بگذارند، نه طعمی تلخ و سوخته.

نتیجه‌گیری تحلیلی : تلفیق اسطوره و انسانیت

بازآفرینی تصویر وین گرتسکی در پرتو علاقه‌اش به سیگار برگ، تصویری از یک مرد کامل را به ما نشان می‌دهد. او فقط یک اسطوره‌ی یخزده‌ی هاکی نیست؛ بلکه انسانی است که علم لذت را آموخته است. سیگار برگ برای او نه یک اعتیاد، بلکه یک “سرگرم‌شناسی” است (Connoisseurship).

با خواندن و تحلیل زندگی او درس‌های بزرگی می‌گیریم :

– ارزشِ “آهستگی” در دنیای “سرعت”.
– اهمیتِ “کیفیت” بر “کمیت”.
– قدرتِ “وقت گذراندن” برای ایجاد پیوندهای اجتماعی عمیق.

وین گرتسکی، همان‌طور که در زمین بازی نقشه‌های پیچیده را می‌کشید و با هوشمندی از حریفان عبور می‌کرد، در دنیای تنباکو نیز با هوشمندی و سلیقه‌ای دقیق، میان طعم‌ها و تجربه‌ها حرکت می‌کند. او نشان می‌دهد که بزرگی، حال و هوای ذهنی است که با شماست؛ چه در وسط یخخان‌های پر سر و صدا، چه در آرامش محو یک پنجشنبه‌ی غروب، با دودی که به آرامی در هوا بالا می‌رود و ردپایی از آرامش بر جای می‌گذارد.

این نگاه به گرتسکی ، او را از مجسمه‌ی فیزیکی‌اش پایین می‌آورد و در کنار ما ، روی صندلی چوبی تراس، قرار می‌دهد. انسانی که مثل ما دغدغه‌ها و لذت‌ها دارد، اما با تفاوت که او یاد گرفته است چطور با احترام و عمق، از هر لحظه‌ی زندگی استنشاق کند . سیگار برگ در دست او ، نمادی از این فلسفه‌ی زندگی است :

“زندگی را سریع طی کن ، اما گاهی هم بایست ، نگاه کن و عمیق نفس بکش .”

برای مشاهده دیگر مقالات با موضوع مشاهیر پیپ و سیگاربرگ کلیک کنید

جدید ترین اخبار پیپ با ماسترو رحیمی

همین امروز عضو انجمن سفر و پیپ شوید

هنرِ آرامش در سایه‌ی جلال : تحلیلی بر ذائقه‌ی سیگاری وین گرتسکی هنرِ آرامش در سایه‌ی جلال : تحلیلی بر ذائقه‌ی سیگاری وین گرتسکی هنرِ آرامش در سایه‌ی جلال : تحلیلی بر ذائقه‌ی سیگاری وین گرتسکی

هنرِ آرامش در سایه‌ی جلال : تحلیلی بر ذائقه‌ی سیگاری وین گرتسکی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسب ها