ماجراجویی‌ های استیون فرای در دنیای پیپ : از آشوب نوجوانی تا وقار بزرگسالی

در این مقاله می خوانید :

ماجراجویی‌ های استیون فرای در دنیای پیپ : از آشوب نوجوانی تا وقار بزرگسالی

ماجراجویی‌ های استیون فرای در دنیای پیپ : از آشوب نوجوانی تا وقار بزرگسالی
استیون جان فرای (به انگلیسی: Stephen John Fry)

مقدمه‌ای بر یک افتخار دودآلود

در دنیای پرهیاهوی سرگرمی، کمتر چهره‌ای به‌اندازه‌ی استیون فرای، هنر و خرد را با طنز، تخیل و دردهای شخصی درهم آمیخته است. نویسنده، بازیگر، طنزپرداز، کارگردان و راوی برجسته‌ی بریتانیایی، در سال ۲۰۰۴ آخرین فردی بود که موفق به دریافت عنوان “پیپ‌کش سال” از سوی شورای پیپ‌کشان بریتانیا شد؛ افتخاری که از سال ۱۹۶۵ هر ساله به چهره‌های شناخته‌شده اعطا می‌شد، اما پس از آن به‌دلیل محدودیت‌های قانونی مرتبط با تبلیغ دخانیات، برای همیشه متوقف شد. برای استیون فرای، دریافت این جایزه نه‌تنها افتخاری دلپذیر بود، بلکه بستری شد برای بازنگری در رابطه‌ی شخصی‌اش با پیپ، نوشتن، هویت و بلوغ فکری.

لحظه‌ی خلق یک تصویر نمادین

فرای در کتاب خودنوشتش The Fry Chronicles شرح می‌دهد که چگونه یک اتفاق نسبتاً ساده در تابستان ۲۰۰۳ به تصویری ماندگار بدل شد.

او که معمولاً سیگاری بود و پیپ را تنها در خلوت و هنگام نوشتن استفاده می‌کرد، به دلیلی نامعلوم با پیپی در جیب در جلسه‌ای با خبرنگار روزنامه‌ی ایندیپندنت حاضر شد. گویا در طول مصاحبه سیگارش تمام شده بود و ناچار پیپ را روشن کرده بود. نتیجه؟ تصویری که چند روز بعد روی جلد روزنامه چاپ شد: فرای با پیپی در دهان و ابری از دود که چهره‌اش را در هاله‌ای نمادین فروبرده بود. تنها چند روز بعد، نامه‌ای از سوی شورای پیپ‌کشان بریتانیا به دستش رسید

که در آن اعلام شده بود وی به‌عنوان پیپ‌کش سال انتخاب شده است. گویی تنها همان تصویر کافی بود تا دنیای دودآلود پیپ، فرای را به‌عنوان نماینده‌ی معاصر خود بپذیرد.

نماد بزرگسالی، خرد و وقار

استیون فرای با طنزی خاص می‌نویسد که دریافت این جایزه موجب احساس بلوغ در او شده بود: «پیپ وسیله‌ای بزرگسالانه است و باعث می‌شود آدم احساس کند به مرحله‌ای رسیده که از کودکانه‌گی‌های جهان گذر کرده است.» او می‌دانست که حضور عمومی‌اش با پیپ محدود بوده، اما تأثیر همان یک تصویر عمومی چنان قدرتمند بود که جایزه‌ای برایش به ارمغان آورد.

فرای همچنین به پیپ نه صرفاً به‌عنوان ابزاری برای تدخین، بلکه به‌عنوان نمادی از اندیشه و وقار نگاه می‌کرد. او در خاطراتش به این اشاره می‌کند که پدرش پیپ می‌کشید و همچنین شخصیت شرلوک هولمز – قهرمان فکری او – از پیپ استفاده می‌کرد. پیپ، از دید فرای، نشانه‌ای بود از تفکر، انضباط، درون‌گرایی، مردانگی و قدرت ذهن. هنگامی که جوان بود و در مدرسه‌ای به‌عنوان معلم فعالیت می‌کرد، استفاده از پیپ را راهی برای متمایز شدن از دانش‌آموزان و نزدیک شدن به پرستیژ بزرگ‌ترها می‌دانست. کت‌های توییدی با وصله‌های چرمی بر آرنج و پیپ‌های چوبی، استایل مورد علاقه‌اش برای ایفای نقش «معلم فکور» بودند.

تجربه‌ای تلخ و عمیق از نوجوانی

برای درک بهتر پیوند درونی فرای با پیپ و نوشتن، باید به گذشته‌ی پرفرازونشیب او بازگردیم. فرای خود را در کودکی «هیولا» می‌نامد: کودکی نافرمان، متمرد و بی‌قرار. در ۱۵ سالگی از مدرسه‌ی معتبر “آپینگهم” اخراج شد، و کمی بعد نیز از مدرسه‌ای دیگر (پاستن در نورفک) به‌علت «رفتار ناپسند» اخراج شد. در نهایت، به‌علت استفاده‌ی غیرمجاز از کارت اعتباری که در جیب ژاکت دزدی پیدا کرده بود، به زندان محکوم شد. در ۱۷ سالگی، پس از فرار از خانه و خوابیدن در خیابان‌ها، فرای برای گرم شدن ژاکتی دزدید که داخلش کارت بانکی قرار داشت و با آن خرید کرد. این نخستین برخوردش با قانون نبود، اما تأثیرگذارترین آن بود.

بیشتر بخوانید:  قهوه بنوشید تا افسرده نشید

در زندان، باهوش و بامزه بودنش باعث شد لقب “پروفسور” را از هم‌سلولی‌هایش دریافت کند. همین دوران تاریک اما به نقطه‌ی عطفی بدل شد. پس از آزادی، تصمیم گرفت زندگی‌اش را دگرگون کند و به قول خودش «خود را نجات دهد». به دانشگاه رفت، درس خواند، و آرام‌آرام قدم به عرصه‌ی نویسندگی و اجرا گذاشت.

پیپ و خلاقیت: شعله‌ی دودآلود ایده‌ها

فرای نخستین‌بار در ۱۴ سالگی پیپ را تجربه کرد. یکی از پیپ‌های پدرش را قرض گرفت اما تنباکویی برای پر کردن آن نداشت، بنابراین آن را با برگ چای پر کرد. همان‌گونه که حدس می‌زنید، این تجربه چندان دلچسب نبود. اما بعدها، با آغاز تدریس و سپس نوشتن جدی، پیپ به ابزاری جدانشدنی از فرآیند خلاقه‌اش بدل شد. او از همان ابتدا به‌جای سیگار دست‌پیچ، به سراغ پیپ رفت. این انتخاب، به گفته‌ی خودش، بیشتر از نیاز نیکوتین، پاسخی به نیاز روانی‌اش برای اثبات هویت بزرگسال و فکری بود.

در توصیفی بسیار شاعرانه و دقیق از فرایند آماده‌سازی پیپ ، فرای در

The Fry Chronicles

چنین می‌نویسد : «قوطی تنباکوی Player’s Whisky Flake را باز می‌کنم. لایه‌ای از تنباکوی فشرده را با انگشتانم می‌گیرم. رایحه‌ی شیرین و چوبی، با آمیخته‌ای از عطر نوشیدنی ، همچون مرهمی مقدس بالا می‌آید. با انگشتان دست راست، تنباکو را در کف دست چپ با حرکت دایره‌ای نرم می‌کنم… این بخش، برای من، به اندازه‌ی نفس کشیدن دود اهمیت دارد.» این توصیف به‌وضوح نشان می‌دهد که پیپ برای فرای نه صرفاً وسیله‌ای برای کشیدن دود، بلکه آیینی بود برای تمرکز، آرامش و تامل.

ماجراجویی‌ های استیون فرای در دنیای پیپ : از آشوب نوجوانی تا وقار بزرگسالی ماجراجویی‌ های استیون فرای در دنیای پیپ : از آشوب نوجوانی تا وقار بزرگسالی ماجراجویی‌ های استیون فرای در دنیای پیپ : از آشوب نوجوانی تا وقار بزرگسالی ماجراجویی‌ های استیون فرای در دنیای پیپ : از آشوب نوجوانی تا وقار بزرگسالی

پیپ در مقام ابزار نویسندگی

فرای می‌گوید هنگام نوشتن، پنج یا شش پیپ را کنار هم روی میز ردیف می‌کرد. هر پیپ حدود یک ساعت دود می‌داد و تا یکی خاموش می‌شد، دومی آماده بود. برخلاف سیگار که مصرفش لحظه‌ای و اغلب بی‌قرار است، پیپ را می‌توان میان دندان‌ها قرار داد، آرام گرفت و نوشت. همان‌گونه که خودش می‌گوید، «پیپ با نوشتن و حل مسائل سازگار است، مثل همکاری وفادار در لحظه‌های الهام و تمرکز.»

چرخش به ترک دخانیات

در سال ۲۰۰۷، پس از سه دهه دود کردن پیپ، فرای تصمیم گرفت سیگار و پیپ را ترک کند. اما این تصمیم برایش آسان نبود، به‌ویژه به‌دلیل احساسی که نسبت به جایزه‌ی «پیپ‌کش سال» داشت. او با صراحت می‌نویسد که حس خیانت به جامعه‌ی پیپ‌کشان داشت؛ به جامعه‌ای که برایش پیپ اختصاصی طراحی کرده بودند، تنباکوی خاصی برایش ترکیب کرده بودند، و او را با آغوش باز پذیرفته بودند.

جایزه‌ای که به او اهدا شد، شیء جذابی بود: شبیه یک میکروفون قدیمی بی‌بی‌سی طراحی شده بود که روی سه کتاب کوچک قرار داشت (با موضوعات نوشتن، کریکت و پیپ‌کشی). اما در حقیقت، این شیء، پیپی ساخته‌ی برند مشهور Dunhill بود که می‌شد آن را باز و بسته کرد. فرای می‌نویسد: «مثل یک اسباب‌بازی ترنسفورمر، آن را باز می‌کردم و دوباره سرهم می‌کردم… و حالا که قصد ترک کردن داشتم، احساس گناه می‌کردم.»

او حتی تلاش کرده بود در ۳۰ سالگی دخانیات را ترک کند، اما تنها یک هفته دوام آورد، چون به‌زعم خودش، «نوشتن بدون پیپ» ممکن نبود. نکته‌ی جالب اینجاست که ترک کوکائین برایش آسان‌تر از ترک دخانیات بود. اما پیپ، چیزی فراتر از اعتیاد جسمی بود؛ پیپ برای او بخشی از هویت خلاقه‌اش بود.

پیپ به‌مثابه ابزار فرهنگی و فکری

در نگاهی فرهنگی، پیپ برای فرای همان نقشی را ایفا می‌کرد که برای بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان قرن بیستم داشت: نشانه‌ای از تفکر، آرامش، و نوعی “موضع‌گیری” در برابر دنیای پرسرعت و شتاب‌زده. همان‌گونه که خود اشاره می‌کند، قهرمانانش – نه‌تنها شرلوک هولمز، بلکه بسیاری از فیگورهای ادبی و فرهنگی – «نه فقط در جهان دود می‌کردند، بلکه علیه جهان دود می‌کردند.» این بیان استعاری، پیپ را به کنشی فکری و حتی سیاسی بدل می‌کند.

بیشتر بخوانید:  گرتا گاربو: بازیگری بزرگ و دوستدار پیپ

میراث پیپ در زندگی خلاقانه‌ی فرای

استیون فرای بیش از ۳۰ سال با پیپ زندگی کرد. در طول این سال‌ها، مجموعه‌ای از حدود ۲۰ پیپ داشت و اغلب از پیپ‌های Astleys استفاده می‌کرد. او اگرچه اکنون دیگر دود نمی‌کند، اما خاطره‌ی پیپ‌کشی در لحظات خلاقانه، برای همیشه با آثار و شخصیتش درآمیخته است. برای فرای، پیپ نه فقط ابزاری برای کشیدن تنباکو، بلکه شریک همیشگی او در مسیر خلاقیت، تعادل ذهنی، و بلوغ فکری بود.

شاید فرای دیگر پیپ نکشد، اما تصویر او با پیپ در دهان، میان ابری از دود، همچنان بر ذهن هوادارانش نقش بسته است؛ تصویری از مردی که از دل هرج‌ومرج نوجوانی، به آرامش خردمندانه‌ی بزرگسالی رسید – با کمک پیپ، نوشتن، و اراده‌ای بی‌نظیر.

پیپ‌کشی به‌مثابه یک نماد فرهنگی و روان‌شناختی در زندگی استیون فرای

پیپ برای استیون فرای نه فقط ابزاری برای مصرف تنباکو، بلکه روندی آیینی بود که به واسطه‌ی آن می‌توانست نظم ذهنی خود را بازیابد. درست همان‌گونه که برخی نویسندگان برای تمرکز، به تکرار یک حرکت بدنی، چای‌نوشی یا قدم‌زدن‌های وسواسی روی می‌آورند، فرای در پیپ‌کشی آیینی از بازسازی خویشتن می‌دید: پر کردن پیپ، آتش‌زدن آن، تماشای مارپیچ دود، مکیدن آرام، و نهایتاً سکوتی که از درون طنین می‌اندازد.

این آیین به او امکان می‌داد از هیاهوی درونی و بیرونی بگریزد و برای لحظاتی در پناه یک رفتار تکراری، ذهن خویش را تنظیم کند. خود او در یکی از خاطراتش اشاره می‌کند که «اگر دستانم مشغول پر کردن پیپ باشند، ذهنم کمتر به دنبال خرابی می‌رود.»

تحلیل روان‌شناختی : پیپ به‌مثابه ابژه‌ی انتقالی

از دیدگاه روان‌شناسی تحلیلی (یونگ) و نظریه‌های انتقالی (مانند وینیکات)، می‌توان پیپ را برای افرادی چون فرای ابژه‌ای انتقالی دانست—چیزی میان جهان درونی و دنیای بیرونی، که به فرد کمک می‌کند تعادل عاطفی‌اش را حفظ کند.

پیپ برای فرای احتمالاً نوعی «پناه روانی» بود. آن را در دوران بحران، تنهایی، اضطراب یا فشار اجتماعی همراه خود داشت. دود پیپ نه صرفاً از توتون که از اضطراب‌ها، وسواس‌ها، خودسرزنش‌گری‌ها و مالیخولیای پنهانش بلند می‌شد. خودفرای در خاطراتش پیپ‌کشی را به «گهواره‌ای گرم برای کودکی سرگردان» تشبیه کرده است. این تصویر، شباهت زیادی به مفهوم ابژه‌ی انتقالی دارد—اشیایی مانند پتو، عروسک، یا وسیله‌ای خاص که کودکان در مرحله‌ی جدایی از مادر به آن دلبستگی می‌یابند تا گذار روانی را آسان‌تر کنند.

در بزرگسالی، این نقش را گاهی سیگار، پیپ، کتاب یا حتی تلفن همراه بازی می‌کند. برای فرای، پیپ چیزی بیش از یک لوله‌ی پر از تنباکو بود؛ آن، طناب نجاتی از ذهنی طوفانی بود.

پیپ و حس هویت در مردان روشنفکر بریتانیایی

استیون فرای، مانند بسیاری از روشنفکران بریتانیایی نسل خود، پیپ‌کشی را بخشی از هویت فکری، فرهنگی و زیبایی‌شناختی خویش می‌دانست. پیپ در انگلستان نمادی از مردی اندیشمند، فلسفی، تاحدی گوشه‌گیر ولی خوش‌سخن است.

فرای، با آن صدای عمیق، نگاه تیز، و ذهن بازیگوشش، به خوبی با این تصویر همخوانی داشت. تصویر او با پیپ، یادآور چهره‌هایی چون:

جی.آر.آر. تالکین، استاد آکسفورد و خالق دنیای «ارباب حلقه‌ها»

بیشتر بخوانید:  کارآفرین برتر

برتراند راسل، فیلسوف سرشناس بریتانیایی

جورج اورول، نویسنده‌ی رادیکال و پیپ‌کش دردمند

هارولد پینتر، نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی پیپ‌کش

این مردان همگی به نحوی پیپ را بخشی از شخصیت عمومی و خصوصی خود کرده بودند. برای آنان، پیپ‌کشی نه نشانه‌ی مد، بلکه بیانیه‌ای در باب فراغت، خرد، و مقاومت در برابر شتاب مدرن بود.

نقش پیپ در فرآیند خلاقه فرای

استیون فرای، به‌ویژه در دوران جوانی، ساعات زیادی را صرف نوشتن، بازنویسی، کارگردانی نمایش‌های رادیویی یا تماشای آثار کمدی کلاسیک می‌کرد. در بسیاری از این فعالیت‌ها، پیپ نقش تسکین‌دهنده‌ی فکری و تحریک‌کننده‌ی خلاقیت را ایفا می‌کرد.

فرای اذعان کرده که در دوران نوشتن نمایشنامه‌ی «The Common Pursuit» یا کتاب‌های اولیه‌ی خاطراتش، پیپ‌کشی نوعی «همراه ناگفته» بوده است—یک حضور دائم در کنار صفحه‌ی سفید کاغذ یا صفحه‌کلید ماشین‌تحریر.

برخی نویسندگان و روان‌شناسان خلاقیت، بر این باورند که رفتارهای تکراری ملایم مانند دود کردن پیپ یا آدامس جویدن، می‌تواند ذهن را به وضعیت شناوری خلاق یا همان flow وارد کند. برای فرای، مکیدن ملایم پیپ احتمالاً راهی برای ورود به این حالت بوده است؛ جایی که واژه‌ها، تصاویر، بازی‌های زبانی و نیشخندهای زیرکانه به‌راحتی جاری می‌شدند.

پیپ به‌مثابه یک گفتمان فلسفی

فرای، در یکی از مصاحبه‌های خود، به‌طنز گفت که «مردان انگلیسی سه ابزار برای فرار از واقعیت دارند: چای، سکوت، و پیپ.» اما پشت این شوخی، حقیقتی فلسفی نهفته است.

پیپ برای فرای همچون یک ضدسرعت بود؛ ابزاری برای مقاومت در برابر شتاب‌زدگی و فشارهای دنیای مدرن. او با تأمل، دودکردن، مکث و توقف، به ذهن خود اجازه می‌داد مسیرهای پیچیده را طی کند.

این ضدسرعت بودن پیپ، وجهی بسیار مهم در هویت فکری فرای دارد—کسی که بارها علیه رسانه‌های سطحی، شتاب در قضاوت، و سیاست‌زدگی سطحی‌نگر در دنیای معاصر سخن رانده است. فرای به «زمان‌های عمیق» باور دارد، و پیپ برای او ابزاری برای فرو رفتن در زمان شخصی بود.

تضادهای درونی در باب ترک پیپ

فرای هیچ‌گاه ترک پیپ را به‌سادگی یک تصمیم پزشکی یا بهداشتی نمی‌دانست. او بارها با خود درگیر بود: آیا از یک اعتیاد قدیمی جدا می‌شود یا از بخشی از شخصیت خود؟

این کشمکش درونی را می‌توان در جملات او دید؛ جایی که با لحنی غم‌زده از ترک پیپ سخن می‌گوید، اما همزمان لبخند می‌زند و می‌گوید: «اگر در آخرین لحظه‌ی زندگی‌ام یک پک از پیپ نصیبم شود، خوشحال خواهم بود.»

این جمله‌ها نشان می‌دهد که برای او، ترک پیپ فقط مربوط به ریه‌ها نبود، بلکه دل کندن از بخشی از هویتش بود—هویتی که در دودها پیچیده، در مکث‌ها ریشه‌دار، و در لحظات خلوت شکل گرفته بود .

نتیجه‌گیری : پیپ، نه‌فقط ابزار دود، بلکه سندی از مردی پیچیده

استیون فرای شخصیتی چندوجهی، چندلایه، و عمیقاً متأثر از فرهنگ بریتانیا، ادبیات کلاسیک، و وسواس‌های ذهنی است. درک پیپ‌ کشی او، به‌معنای ورود به بخشی از نظام فکری و روان‌شناختی‌اش است.

او نه‌تنها برای لذت بلکه برای بازسازی ذهن، تعادل عاطفی، بازیابی تمرکز، و ابراز هویتی منحصر به‌فرد به پیپ پناه می‌برد. ترک پیپ برای فرای، نه پایان یک عادت، بلکه خداحافظی با بخشی از من درونی او بود.

در جهانی که با سرعتی سرسام‌آور به‌سوی سادگی سطحی، مصرف‌گرایی، و رفتارهای ماشینی می‌رود، شاید دود پیپ استیون فرای ما را به یاد آن سکوت‌های اندیشمندانه‌ای بیندازد که زمانی، روش زیستن روشنفکران بود.

برای مشاهده دیگر مقالات با موضوع مشاهیر پیپ و سیگاربرگ کلیک کنید

جدید ترین اخبار پیپ با ماسترو رحیمی

همین امروز عضو انجمن سفر و پیپ شوید

ماجراجویی‌ های استیون فرای در دنیای پیپ : از آشوب نوجوانی تا وقار بزرگسالی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسب ها