وایت هورسز: توتونی که قرار نبود ستاره باشد

در این مقاله می خوانید :

وایت هورسز: توتونی که قرار نبود ستاره باشد

وایت هورسز: توتونی که قرار نبود ستاره باشد

آنچه انتظارش نمی‌رفت

گاهی در دنیای توتون پیپ، بلندهایی هستند که سال‌ها پیش از ورودشان به بازار، شهرتشان از آن‌ها پیشی گرفته. نامشان در انجمن‌ها دست‌به‌دست شده، در لیست آرزوهای پیپ‌کش‌ها جا خوش کرده، و لحظه‌ی ورودشان به بازار آمریکا با هیاهو و انتظار همراه بوده. وایت هورسز از جنس این بلندها نیست. این توتون، از میان بلندهای HU، آن‌قدرها در جلوی چشم نبوده. نه از آن دسته بلندهایی بوده که وقتی سال‌ها درباره‌ی واردات بلندهای HU از کوپ آلمان صحبت می‌شد، نامش بر سر زبان‌ها بیفتد. و شاید دقیقاً همین نکته، مهم‌ترین چیزی است که باید درباره‌اش حرف زد : وایت هورسز، توتونی است که قرار نبود غافلگیر کند، اما کرد.

غافلگیری در دنیای توتون پیپ، مفهومی ساده نیست. منظور فقط این نیست که چیزی خوش‌طعم‌تر از انتظار از آب درآمده باشد. غافلگیری واقعی آن‌جاست که یک بلند، بدون اینکه از قبل بارِ ذهنیِ قبلی روی دوشش باشد، بیاید و دقیقاً در آن نقطه‌ای بنشیند که پیپ‌کش سال‌ها به دنبالش بوده — نقطه‌ای که شاید حتی خودش هم دقیقاً نمی‌دانسته کجاست. وقتی کسی که سال‌ها Director’s Cut را ستوده، ناگهان درباره‌ی وایت هورسز می‌گوید «این یک درجه بیشتر با ذائقه‌ی من جور است»، داریم درباره‌ی یک اتفاقِ واقعی در تجربه‌ی فردی حرف می‌زنیم، نه صرفاً یک ترجیح سطحی. این‌جا پای یک کشف در میان است — و هر کشفی، تنش‌هایی با خود می‌آورد.

روی کاغذ، یک ترکیب‌بندی متفاوت

اولین نقطه‌ی جذابیت وایت هورسز، پیش از باز کردن قوطی، همان توصیف رسمی بلند است : ویرجینیا، کنتاکی، پریک، و مقداری برگ هاوانا. روی کاغذ، این ترکیب‌بندی صرفاً جالب نیست — واقعاً متفاوت از خط معمول بلندهای ویرجینیایی است و این تفاوت، از همان ابتدا، نوعی ابهام و عدم قطعیت ایجاد می‌کند: دقیقاً چه انتظاری باید از این قوطی داشت؟

نکته‌ی مهم این‌جاست : وقتی یک بلند، چندین برگ ادویه‌ای (Condimental) را کنار هم قرار می‌دهد — پریک، کنتاکی، برگ هاوانا — همیشه این سؤال مطرح است که این اجزا چقدر ظریف و محو حضور دارند و چقدر صریح و آشکار . آیا قرار است ویرجینیا ستاره‌ی اصلی باشد و بقیه فقط سایه‌ای در پس‌زمینه بیندازند؟ یا قرار است ادویه‌ها جلوی صحنه بیایند و ویرجینیا فقط نقش بسترسازی را بازی کند؟ این ابهام، تا لحظه‌ی باز کردن قوطی و حتی تا اواسط بول، رفع نمی‌شود — و شاید اصلاً قرار نیست رفع شود. شاید دقیقاً همین عدم قطعیت، بخشی از هویت وایت هورسز است.

بوی قوطی: اولین برخورد با پیچیدگی

Tin Note
یا بوی قوطی، اولین لایه‌ی تماس پیپ‌کش با هر توتونی است. و در مورد وایت هورسز، این اولین لایه، چیزی بسیار فراتر از یک مقدمه‌ی ساده است. بوی قوطی این بلند، به شدت تند و زنده (Zesty) توصیف شده — پر از عطرهای تیز و پرمزه (Piquant) که فوراً نوعی هوشیاری حسی ایجاد می‌کنند.

این بوی قوطی، تداعی‌های خاصی دارد. تداعی بلندهای دارک-فایرد کنتاکی، حسی شبیه سیگار برگ‌های توسکانو، و کیفیتی تند و زنده که یادآور الیزابتن میکسچر دانهیل/پیترسون است . اما نکته‌ی ظریف این‌جاست : این تداعی‌ها هیچ‌کدام دقیق و قطعی نیستند. وایت هورسز مثل هیچ‌کدام از این‌ها نیست — فقط یادآور آن‌هاست . و فاصله‌ی میان «یادآوری» و «تکرار»، دقیقاً همان فضایی است که این بلند در آن زندگی می‌کند.

چیزی که در بوی قوطی وایت هورسز بیشتر از هر چیز جلب توجه می‌کند، هم‌نشینی دو لایه‌ی به‌ظاهر متناقض است : از یک سو، نوعی ظرافت و سبکی (Delicate) با جنسی گل‌گون و ایتالیایی‌مآب از دارک-فایرد حس می‌شود؛ از سوی دیگر، کیفیت‌های خاکی، گِلی، و قارچ‌مانند (Loamy, Mushroom-like) که به کنتاکی و پریک نسبت داده می‌شوند، عمقی تیره‌تر و سنگین‌تر به مجموعه اضافه می‌کنند. این هم‌نشینی، حتی در سطح بوی قوطی، نشان می‌دهد که وایت هورسز قصد ندارد یک‌بُعدی باشد.

و اگر بخواهیم در همین نقطه دقیق‌تر شویم : وقتی بحث بلندهای ویرجینیا/پریک پیش می‌آید، دو خانواده‌ی حسی وجود دارد . یکی آن‌هایی که میوه‌ی تیره و فلفل تند را پررنگ می‌کنند — Dark Fruit و Peppery Note. دیگری آن‌هایی که به سمت عطر طویله‌ای (Barnyard Funk) و تندی زنده (Zesty Note) می‌روند. وایت هورسز، به ذائقه‌ی شخص بنده ، به سمت دسته‌ی دوم متمایل است و این انتخاب جهت‌گیری — این تمایل به سمت خاکی‌تر و زنده‌تر به جای شیرین‌تر و میوه‌ای‌تر — چیزی است که از همان بوی قوطی قابل ردگیری است.

شکل فیزیکی : انعطافی که اغلب نادیده گرفته می‌شود

ظاهر فیزیکی وایت هورسز، ترکیبی از قطعات شکسته‌ی فلیک و ریبون‌های نرم‌تر و باریک‌تر است . رنگ غالب قهوه‌ای متوسط تا بلوطی، با قطعاتی تیره‌تر. این ترکیب، چیزی نزدیک به برش آزاد (Wild Cut) ایجاد کرده — و این جزئیات ظاهری، بسیار بیشتر از یک توصیف تزئینی اهمیت دارد.

یک بلند با برش آزاد، به پیپ‌کش آزادی عمل زیادی می‌دهد. می‌توان آن را مستقیماً از قوطی در کاسه بزرگ‌تر گذاشت — به‌خصوص وقتی در فضای باز و در شرایط بادی می‌کشید. یا می‌توان آن را بیشتر خرد و مالش داد ، برای پیپ‌های کوچک‌تر، یا برای وقتی که در فضای بسته می‌کشید و می‌خواهید کنترل بیشتری روی سرعت سوختن داشته باشید . این انعطاف‌پذیری، در عمل به این معناست که وایت هورسز می‌تواند در شرایط مختلف — زمان‌های مختلف روز ، پیپ‌های مختلف، مکان‌های مختلف — تجربه‌ی متفاوتی ارائه دهد. و این تنوع تجربه، مستقیماً به پیچیدگی ذاتی بلند برمی‌گردد.

بیشتر بخوانید:  آمار نگران‌کننده مصرف دخانیات در ترکیه | نیمی از مردان سیگاری هستند

رطوبت قوطی، ذره‌ای بالاتر از حد ایده‌آل ذائقه‌ی راوی توصیف شده — که با چند دقیقه خشک کردن و هوادهی قبل از پر کردن کاسه قابل حل است . و بعد از آن، توتون به‌راحتی پر می‌شود، آتش می‌گیرد، و شعله را به‌خوبی می‌پذیرد. این جزئیات عملی، شاید برای کسی که با توتون‌ های پیپ آشنا نیست بی‌اهمیت به نظر برسد، اما برای پیپ‌کش، تفاوت میان یک تجربه‌ی روان و لذت‌بخش و یک تجربه‌ی ناامیدکننده و پر از بازآتش‌زدن‌های مکرر، اغلب در همین جزئیاتِ به‌ظاهر کوچک نهفته است.

طعم : پارادوکس پیچیدگی و فروتنی

و حالا می‌رسیم به هسته‌ی اصلی تجربه : طعم.

از اولین آتش‌ ، مقدار زیادی طعم دریافت می‌شود — و این طعم در طول کاسه به توسعه و تکامل ادامه می‌دهد. بدنه (Body) متوسط، قدرت (Strength) متوسط، اما طعم و پیچیدگی بالا. این ترکیب، خودش یک تنش است — تنشی که فهمیدنش به‌سادگیِ خواندنش نیست.

بگذارید این موضوع را باز کنیم : وقتی یک توتون بدنه و قدرت متوسط دارد، انتظار طبیعی این است که طعم هم در حد متوسط باشد. بلندهای سبک‌تر معمولاً طعم‌های ظریف‌تر و ساده‌تری دارند. بلندهای سنگین‌تر معمولاً طعم‌های پرحجم‌تر و پیچیده‌تری . وایت هورسز این معادله را به هم می‌زند : بدنه‌اش فشار نمی‌آورد، قدرتش کوبنده نیست ، اما طعمش لایه‌لایه و پر از جزئیات است. این یعنی شما می‌توانید این توتون را بدون اینکه احساس سنگینی یا خستگی نیکوتینی کنید بکشید ، اما در عین حال هیچ‌وقت احساس نکنید که چیزی کم دارد.

و اینجاست که آن مفهوم کلیدی مطرح می‌شود — مفهومی که شاید مهم‌ترین بیانِ ذائقه‌ی شخصی راوی باشد و بسیار فراتر از یک توصیف طعم ساده عمل می‌کند :

«مورد علاقه‌ترین کیفیت در یک توتون ویرجینیایی ، توتونی‌ست که حسی آرامش‌بخش و دلگرم‌کننده بدهد، بتواند با ظرافت در پس‌زمینه محو شود، اما همچنان ذره‌ای کنجکاوی ایجاد کند و توجهت را نگه دارد.»

این جمله، ظاهراً ساده است . اما اگر دقیق‌تر نگاه کنید ، یک پارادوکس عمیق در خود دارد : چطور چیزی می‌تواند هم در پس‌زمینه محو شود و هم توجه شما را نگه دارد؟ چطور چیزی می‌تواند هم آرامش‌بخش باشد و هم کنجکاوی‌برانگیز؟

این‌ها خصوصیاتی هستند که در نگاه اول، متضاد به نظر می‌رسند. اما دقیقاً در نقطه‌ی تلاقی این تضادها، وایت هورسز زندگی می‌کند.

این پارادوکس، در عمل چطور کار می‌کند؟

وقتی وایت هورسز را می‌کشید و حواس‌تان جای دیگری است — مثلاً دارید کتاب می‌خوانید یا به منظره نگاه می‌کنید — توتون به‌آرامی کار خودش را می‌کند، حسی نرم و دلپذیر ایجاد می‌کند بدون اینکه فریاد بزند. اما لحظه‌ای که تصمیم می‌گیرید توجه کنید — سرعت پک زدن را کم می‌کنید، دود را آهسته‌تر وارد و خارج می‌کنید — ناگهان لایه‌هایی از طعم و پیچیدگی ظاهر می‌شوند که قبلاً آن‌جا بودند اما شما متوجهشان نشده بودید . این دقیقاً همان کیفیتی‌ست که وایت هورسز را از یک بلند «صرفاً خوب» به یک بلند «واقعاً جالب» ارتقا می‌دهد.

دوگانه‌ی ویرجینیا و ادویه‌ها: مرزی که مدام جابه‌جا می‌شود

در بلندهای ویرجینیا/پریک یا بلندهایی که کنتاکی یا دارک-فایرد دارند، معمولاً یک دسته‌بندی ذهنی وجود دارد : یا ویرجینیا غالب است و شیرینی‌اش می‌درخشد، یا ادویه‌ها غالب‌اند و نت‌های تند و اسپایسی چیزی‌ست که بیشتر از همه حس می‌کنید. این دسته‌بندی، اگرچه ساده‌سازانه است، اما ریشه در تجربه‌ی واقعی دارد — بیشتر بلندها واقعاً به یکی از این دو سو متمایل‌اند.

وایت هورسز اما — و اینجا تنش اصلی تجربه نهفته است — کار متفاوتی انجام می‌دهد . این بلند ، به جای اینکه یکی از دو طرف را انتخاب کند، مرز بین این دو را مدام جابه‌جا می‌کند. در طول کاسه ، ابتدا کام، حس و طعم و مزه‌ی ویرجینیاها را دریافت می‌کند — شیرینی، نرمی، و آن حسِ مخملی و بالشت‌مانندِ متراکم در دهان
(Velvety, Pillowy, Dense Mouthfeel).
اما همزمان، رتروهیل — یعنی بازدمِ دود از طریق بینی — به‌تدریج شدیدتر، تندتر و پیچیده‌تر می‌شود.

این جدایی میان تجربه‌ی کام و تجربه‌ی رتروهیل ، یکی از ظریف‌ترین و جذاب‌ترین ویژگی‌های وایت هورسز است. انگار دو روایت موازی هم‌زمان پیش می‌روند : یکی روایتِ شیرین و آرام ویرجینیا در دهان، دیگری روایتِ تند و پیچیده‌ی ادویه‌ها در بینی . و هیچ‌کدام دیگری را خنثی نمی‌کنند. این هم‌زیستیِ بدون حذف، چیزی‌ست که در بلندهای معمولی کمتر دیده می‌شود.

آمیزه‌ی خاکی : جایی که همه چیز در هم فرو می‌رود

با پیشروی در اسموک ، یک تغییر ظریف اما محسوس رخ می‌دهد . بازی میان پریک، کنتاکی، و برگ سیگار برگ هاوانا وارد فاز جدیدی می‌شود . حسی خشک‌کننده روی کام ظاهر می‌شود — شیرینی ویرجینیاها هنوز قابل درک است، اما حالا زیر لایه‌ای از طعم‌های خاکی‌تر قرار گرفته. برگ هواخشک (Air-Cured)، کنتاکی، پریک، و آن ذره ادویه — هیچ‌کدام دست سنگینی ندارند. هیچ‌کدام بیش از اندازه حرف نمی‌زنند . اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، آمیزه‌ای (Melange) خلق می‌کنند که حاصل‌جمعش بیشتر از اجزایش است.

از لحاظ طعم‌شناسی ، این‌جا چند نکته‌ی دقیق وجود دارد. کیفیت‌های خاکی، گِلی و قارچ‌مانند — به‌خصوص از طریق رتروهیل — همچنان حضور دارند. شیرینی مالت‌مانندی حس می‌شود. کیفیتی شبیه نان خمیرترش (Sourdough Bread) وجود دارد که معمولاً به درجه‌های ویرجینیای قرمز نسبت داده می‌شود . ذره‌ای فلفل هست و به جای میوه‌ی تیره‌ی قرمز و میوه‌ی هسته‌دار — که در بسیاری از بلندهای ویرجینیا/پریک غالب است — اینجا طعم بیشتر به سمت کشمش می‌رود. و این تغییر مسیر، از میوه‌ی تازه‌ی تیره به خشکبار، خودش یک تمایز مهم است.

بیشتر بخوانید:  گروه دخانیات اسکاندیناوی (STG)

و بعد، آن لحظه‌ی تأمل‌برانگیز می‌رسد — لحظه‌ای که در میانه‌ی تجربه‌ی کشیدن، ناگهان باخود می‌گویم : «شاید خودم را قانع کردم که نان کشمشی یا بیگل کشمشی، خلاصه‌ی این پروفایل طعمی برای من است.» این لحظه‌ی «شاید خودم را قانع کردم» بسیار صادقانه و مهم است . زیرا نشان می‌دهد که حتی یک پیپ کش باتجربه، هنگام تلاش برای ترجمه‌ی تجربه‌ی حسی به زبان ، گاهی خودش هم مطمئن نیست که آیا واقعاً دارد طعم واقعی را توصیف می‌کند یا دارد ذهنش را به سمت یک تداعی آشنا هل می‌دهد. این تردید، نه ضعف بلکه نشانه‌ی صداقت در برابر پیچیدگی تجربه است.

قدرت و بدنه‌ی بلند در طول کاست کمی افزایش می‌یابد — اما این افزایش محسوس و تدریجی است، نه ناگهانی. برای اکثر پیپ‌کش‌ها، وایت هورسز در دسته‌ی متوسط تا متوسط‌رو‌به‌کامل قرار می‌گیرد. و اگر کسی پیپ‌کش ویرجینیایی باشد که کمی قدرت و بدنه‌ی بیشتر بخواهد — نه خیلی زیاد، فقط کمی بیشتر از معمول — وایت هورسز دقیقاً همان نقطه‌ی تعادل را پیدا کرده.

مقایسه‌ها: نه جایگزین، بلکه مختصات

وقتی وایت هورسز را کنار نام‌هایی مثل

Rattray’s Marlin Flake، McConnell’s Folded Flake، Wessex Campaign Dark Flake،
و حتی بلندهای استوود
(Stoved)
ویرجینیای کندال مثل
Full Virginia Flake و St. James
قرار می‌دهیم ، هدف این نیست که بگوییم وایت هورسز جایگزین این‌هاست . هدف، مشخص کردن مختصات حسی وایت هورسز روی نقشه‌ی بلندهای ویرجینیایی است.

این مقایسه‌ها به ما نمی‌گویند وایت هورسز دقیقاً مثل مارلین فلیک طعم می‌دهد یا شبیه فولدد فلیک است. بلکه می‌گویند : اگر از آن بلندها لذت می‌برید، احتمالاً وایت هورسز هم در محدوده‌ی ذائقه‌ی شماست. این یک تمایز ظریف اما حیاتی است — تمایز بین «تشابه طعمی» و «سازگاری ذائقه‌ای». وایت هورسز لزوماً شبیه هیچ‌کدام از این‌ها نیست، اما در همان قلمرو حسی حرکت می‌کند. همان قلمرویی که پیچیدگی، شیرینی مالتی، تکامل در طول بول، و عمق بدون سنگینی را ارزش می‌داند.

زمان‌بندی و جفت‌سازی: توتونی برای بعدازظهر و بعدتر

یک نکته‌ی عملی اما مهم درباره‌ی وایت هورسز، عملکرد خوب آن در اواخر روز است — وقتی که کام خسته شده و ذائقه کمی کرخت شده . خیلی از بلندهای ویرجینیایی، به‌خصوص آن‌هایی که ظریف‌تر و سبک‌تر هستند، در شرایط خستگی کام، بخش زیادی از ظرافتشان را از دست می‌دهند. وایت هورسز اما، به خاطر پیچیدگی و حجم طعمی‌اش، حتی وقتی کام خسته است، چیزی برای ارائه دارد.

و وقتی با چیزی قوی جفت شود — یک فنجان قهوه‌ی سیاه، یا یک لیوان نوشیدنی قوی — طعم‌ها نه تنها از بین نمی‌روند بلکه به شکل جالبی با نوشیدنی تعامل می‌کنند. این توانایی «ایستادن» در برابر نوشیدنی‌های قوی، باز هم به همان پیچیدگی و بدنه‌ی متوسطِ پرطعم برمی‌گردد. وایت هورسز آن‌قدر ظریف نیست که قهوه‌ی سیاه محوش کند، و آن‌قدر سنگین نیست که روی نوشیدنی شما سنگینی کند.

پیپ، اندازه، و رابطه‌ی توتون با ابزار

شخصا ، وایت هورسز را در یک بیلیارد سندبلست‌شده‌ی کوچک ساخت مایکل پارکس کشیدم . اندازه‌ی پیپ ، گروه سه تا چهار است — اندازه‌ای که برای بلندی مثل وایت هورسز مناسب است .

این جزئیات، بیشتر از اینکه صرفاً توضیحات فنی باشند، چیزی درباره‌ی رابطه‌ی پیپ‌کش با ابزارش و با توتونش فاش می‌کنند . وقتی کسی می‌گوید «تقریباً به‌طور انحصاری دو هفته است با این پیپ می‌کشم»، درباره‌ی نوعی وفاداری موقت حرف می‌زند — نوعی عشق اولیه بین پیپ‌کش و پیپ جدید که معمولاً تا وقتی پیپ جدیدتری نیاید یا آن پیپ خصوصیات واقعی‌اش را نشان ندهد، ادامه دارد. و انتخاب وایت هورسز برای این پیپ، خودش یک تصمیم است : یک بلند پیچیده و لایه‌دار در پیپی که هنوز دارد هویتش را پیدا می‌کند . این هم‌زمانی کشف پیپ و کشف توتون، تجربه‌ی اسموکر را در لایه‌ی دیگری قرار می‌دهد — لایه‌ای که کاملاً شخصی و غیرقابل تکرار است.

و جمله‌ ای کلی‌تر : «هر پیپ ویرجینیایی‌تان عاشق این بلند خواهد شد» — جمله‌ای است که ظاهراً یک توصیه‌ی ساده است، اما زیرش یک پیش‌فرض مهم نهفته : اینکه وایت هورسز اساساً یک بلند ویرجینیایی است، نه یک بلند اسپایسی یا انگلیشی . با وجود حضور پریک و کنتاکی و برگ هاوانا، هویت اصلی این بلند همچنان ویرجینیایی باقی مانده. ادویه‌ها مهمان‌اند، نه صاحب‌خانه.

سفر یک هفته‌ای با وایت هورسز: آزمون نهایی یک‌نواختی

یکی از قوی‌ترین ادعاهایی که درباره‌ی وایت هورسز مطرح شده، این است: «این دقیقاً از آن نوع توتون‌هاست که می‌توانید برای یک سفر یک هفته‌ای فقط با دو پیپ و یک قوطی از این بروید و هیچ‌وقت خسته نشوید.»

این ادعا، ظاهراً ساده است اما وقتی درباره‌اش فکر می‌کنید، سنگین و مهم است. یک هفته، با فقط یک توتون، یعنی حداقل ده تا پانزده کاسه . یعنی صبح‌ها و عصرها و شب‌ها . یعنی با قهوه و بدون قهوه، با غذا و بدون غذا، در گرما و خنکی و ادعای اینکه در تمام این شرایط مختلف، توتون همچنان جالب و لذت‌بخش باقی می‌ماند، ادعایی است که فقط درباره‌ی توتون‌هایی با پیچیدگی بالا و تکامل واقعی در طول بول می‌توان مطرحش کرد.

بیشتر بخوانید:  مشوق های مالی و افزایش شانس ترک سیگار

این ادعا همچنین به یک حقیقت عملی در زندگی پیپ‌کش‌ها اشاره دارد : توتون‌هایی که فقط یک ترفند دارند — فقط شیرین‌اند، یا فقط تندند، یا فقط خوش‌بو — بعد از چند کاسه خسته‌کننده می‌شوند . اما توتون‌هایی که بسته به زمان روز، جفت‌سازی با نوشیدنی، سرعت پک زدن، و حتی حالت ذهنی پیپ‌کش، چهره‌های مختلف نشان می‌دهند، آن‌هایی هستند که می‌توانند همراه دائمی شوند. وایت هورسز، به باور ما ، از جنس دسته‌ی دوم است.

ورود به روتیشن: تصمیمی که سبک نیست

وقتی یک پیپ‌کش باتجربه می‌گوید «می‌توانم ببینم که این توتون وارد روتیشن همیشگی‌ام می‌شود»، این حرف سبکی نیست . روتیشن هر پیپ‌کشی، حاصل سال‌ها آزمایش، حذف، بازگشت، و انتخاب نهایی است. توتون‌هایی که در روتیشن می‌مانند، آن‌هایی هستند که بعد از صدها کاسه همچنان چیزی برای گفتن دارند. و اینکه وایت هورسز — توتونی که رایج نبوده — بتواند این جایگاه را ادعا کند، خودش گواهی بر عمق تجربه‌ی حسی‌ای است که ارائه می‌دهد.

اما باید صادق بود : این ادعا هنوز در مرحله‌ی «می‌توانم ببینم» است، نه «قطعاً اضافه شد» و این فاصله‌ی ظریف بین امکان و قطعیت ، خودش نشانه‌ی صداقت تحلیلی است . پیپ‌کش باتجربه می‌داند که اولین کاسه ها، اغلب فریبنده‌اند . شیفتگی اولیه می‌تواند بعد از چند هفته فروکش کند . طعمی که امروز هیجان‌انگیز است، ممکن است ماه دیگر یک‌نواخت شود و اعتراف به این احتمال — حتی در دل تعریف و تمجید — نشانه‌ی پختگی است.

پل زدن از دنیای اورینتال/انگلیش : یک دعوت محتاطانه

یکی از ظریف‌ترین نکاتی که درباره‌ی وایت هورسز مطرح شده ، این است : حتی اگر کسی از دنیای توتون‌ های اورینتال و انگلیش می‌آید و به دنبال چیزی می‌گردد که «کمتر معمولی و کمتر ملال‌آور» باشد و «کمی جالب‌تر» احساس شود، وایت هورسز می‌تواند نقطه‌ی شروع خوبی برای ورود به دنیای ویرجینیاها باشد.

این دعوت ، بسیار دقیق و محاسبه‌شده است ، نمی‌گوید «اگر لاتاکیا دوست دارید، این را هم دوست خواهید داشت.» نمی‌گوید «این جایگزین بلندهای انگلیشی است.» می‌گوید : اگر دنبال ورود به قلمرو ویرجینیا هستید اما از بلندهای ساده و تک‌بُعدی ویرجینیایی خسته می‌شوید، این بلند — با آن پیچیدگی و ادویه‌هایش — می‌تواند پل باشد. نه مقصد ، بلکه پل و این تمایز مهم است .

کسی که سال‌ها لاتاکیا و اورینتال کشیده، به نوعی «شدت حسی» عادت کرده که بلندهای ویرجینیای ساده معمولاً ارائه نمی‌دهند . وایت هورسز، با حضور پریک و کنتاکی و برگ هاوانا، آن حداقل شدت حسی را تأمین می‌کند بدون اینکه وارد قلمرو انگلیش یا اورینتال شود . و این نقطه‌ی تعادل، اگر واقعاً کار کند، یک دستاورد بلندسازی قابل‌توجه است.

پتانسیل کهنگی: سرمایه گذاری بر آینده

و بالأخره ، درباره‌ی کهنگی (Aging) : «این توتون خوب کهنه خواهد شد . باور دارم که پیچیدگی بالا باقی خواهد ماند و در طول سال‌ها شیرینی بیشتری توسعه خواهد داد.»

این جمله ، یک پیش‌بینی است — و هر پیش‌بینی‌ای، ذاتاً یک ریسک است. پیپ‌کش‌های باتجربه می‌دانند که نه هر توتونی خوب کهنه می‌شود و نه هر توتون پیچیده‌ای با کهنگی بهتر می‌شود . بعضی توتون‌ها با کهنگی، نت‌هایی را از دست می‌دهند که تازگی‌شان به آن‌ها وابسته بود. بعضی دیگر، نت‌های جدیدی توسعه می‌دهند که لزوماً بهتر نیستند — فقط متفاوت‌اند.

اما وقتی کسی می‌گوید «پیچیدگی بالا باقی خواهد ماند» ، اطمینان می دهد بر این‌که ساختار طعمی وایت هورسز آن‌قدر عمق دارد که کهنگی آن را ساده نکند . و وقتی می‌گوید «شیرینی بیشتری توسعه خواهد داد»، پیش‌بینی می‌کند که ویرجینیاهای این بلند، با گذر زمان، آن شیرینی مالتی و طبیعی‌شان را بیشتر آزاد خواهند کرد — فرآیندی که در بسیاری از بلندهای ویرجینیایی باکیفیت مشاهده شده.

اما این پیش‌بینی ، با یک نکته‌ی ناگفته همراه است : اگر شیرینی با کهنگی بیشتر شود، آیا آن تعادل ظریف بین ویرجینیا و ادویه‌ها — همان چیزی که الان وایت هورسز را منحصربه‌فرد می‌کند — حفظ خواهد شد؟ یا شیرینیِ فزاینده، ادویه‌ها را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد و بلند به سمت یک ویرجینیای شیرینِ ساده‌تر حرکت خواهد کرد؟ این سؤالی‌ست که فقط زمان به آن جواب خواهد داد.

کلام آخر

وایت هورسز ، در پایان این تجربه، به عنوان «شاید محبوب‌ترین بلند HU تا الان» معرفی می‌شود . عبارت «شاید» و «تا الان» هر دو مهم‌اند . «شاید» نشان می‌دهد که اسموکر هنوز در فرآیند قضاوت است — هنوز کاسه های بیشتری لازم است، شرایط بیشتری باید تجربه شود، و زمان بیشتری باید بگذرد . «تا الان» نشان می‌دهد که سفر میان بلندهای HU هنوز ادامه دارد و بلندهای دیگری هستند که هنوز تجربه نشده‌اند.

و شاید مهم‌ترین نکته‌ی کل این تجربه این باشد : وایت هورسز ، توتونی بود که قرار نبود ستاره شود . نامش در لیست هیاهوها نبود . انتظاری خاص از آن نمی‌رفت و دقیقاً همین نبودِ انتظار، فضایی خلق کرد که توتون بتواند خودش حرف بزند — بدون بار ذهنی قبلی، بدون مقایسه‌ی پیش‌ساخته، بدون فشار برآورده کردن انتظارات. و در آن فضای خالی از انتظار، وایت هورسز حرف‌های بسیاری برای گفتن داشت.

این شاید یکی از صادقانه‌ترین شکل‌های کشف در دنیای توتون پیپ باشد : وقتی چیزی که نمی‌شناختی ، ناگهان آن چیزی می‌شود که نمی‌دانستی دنبالش بودی .

وایت هورسز: توتونی که قرار نبود ستاره باشد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین دیدگاه‌ها
برچسب ها