آیا پیپ واقعاً روح دارد؟ فلسفه جهانی Soul of a Pipe |  داستانی درباره روح پیپ های دست ساز

در این مقاله می خوانید :

آیا پیپ واقعاً روح دارد؟ فلسفه جهانی Soul of a Pipe |  داستانی درباره روح پیپ های دست ساز

آیا پیپ واقعاً روح دارد؟ فلسفه جهانی Soul of a Pipe |  داستانی درباره روح پیپ های دست ساز

وقتی از «روح پیپ» صحبت می کنیم، قرار نیست درباره یک مفهوم ماورایی حرف بزنیم. روح پیپ، در زبان هنر و ساخت دست ساز، بیشتر به همان چیزی اشاره می کند که یک شیء را از یک محصول معمولی جدا می کند؛ شخصیت، هویت، داستان و اثری که از سازنده و صاحب آن در طول زمان باقی می ماند.

شاید به همین دلیل است که در دنیای پیپ سازی دست ساز، عبارت «Soul of the Pipe» برای بعضی سازندگان و نویسندگان این حوزه فقط یک جمله شاعرانه نیست. گاهی روح پیپ را در رگه های طبیعی برایر می بینند، گاهی در دست و تجربه سازنده و گاهی در داستانی که یک پیپ پس از سال ها استفاده با صاحب خود پیدا می کند.

در نهایت، شاید بتوان روح یک پیپ را در چهار مرحله دید:

چوب، سازنده، داستان و صاحب پیپ.

روح پیپ از کجا می آید؟

اولین بخش این داستان، خود چوب است.

برایر یک ماده کاملا یکدست و بی شخصیت نیست. رگه ها، چشم ها، فرم طبیعی و ساختار هر قطعه با قطعه دیگر تفاوت دارد. به همین دلیل، سازنده نمی تواند همیشه دقیقا همان پیپی را که در ذهن خود تصور کرده است از هر قطعه چوب بسازد.

او باید ابتدا چوب را بشناسد.

جهت رگه ها، شکل بلوک، محل چشم ها و محدودیت های طبیعی آن، همگی روی فرم نهایی تاثیر می گذارند. در واقع، بخشی از طراحی یک پیپ از قبل در دل چوب وجود دارد و سازنده باید آن را پیدا کند.

سازنده خوب فقط چوب را نمی تراشد؛ با آن تصمیم می گیرد.

گاهی یک قطعه برای یک فرم کلاسیک مناسب است و گاهی رگه های آن سازنده را به سمت فرمی متفاوت می برند. ممکن است بخشی از چوب که در نگاه اول نقص به نظر می رسد، در فرم نهایی به یکی از ویژگی های قابل توجه پیپ تبدیل شود.

اینجاست که می توان از «روح چوب» صحبت کرد.

سازنده چیزی را کاملا از صفر خلق نمی کند. او بخشی از شخصیت طبیعی چوب را کشف می کند و با طراحی و دست خود آن را به یک پیپ تبدیل می کند.

روح سازنده در یک پیپ

اما چوب به تنهایی کافی نیست.

دو سازنده می توانند یک قطعه برایر مشابه داشته باشند، یک مدل مشابه را انتخاب کنند و حتی از ابزارهای مشابه استفاده کنند؛ اما نتیجه نهایی لزوما یکسان نخواهد بود.

دلیل این تفاوت، دست سازنده است.

زاویه هایی که انتخاب می شود، میزان تراش، نسبت شَنگ و کاسه، فرم ساقه، تناسب اجزا، پرداخت سطح، توجه به رگه ها و حتی تصمیم های کوچکی که در طول ساخت گرفته می شوند، به تدریج شخصیت پیپ را شکل می دهند.

اینجا تجربه اهمیت پیدا می کند.

پیپ سازی فقط تراشیدن یک تکه چوب نیست. شناخت متریال، طراحی فرم، توجه به مسیر دود، ساخت کاسه و محفظه تنباکو، تناسب قطعات و پرداخت نهایی، همگی بخشی از فرآیند ساخت هستند.

بیشتر بخوانید:  داستان پیپ سفالی

به همین دلیل، وقتی یک پیپ دست ساز را در دست می گیریم، در واقع نتیجه مجموعه ای از انتخاب های سازنده را می بینیم.

همین انتخاب هاست که می تواند به یک سازنده امضای بصری و فنی بدهد.

روح داستانی که در پیپ باقی می ماند

بعضی پیپ ها فقط یک وسیله نیستند؛ داستان دارند.

ممکن است فرم یک پیپ از یک شخصیت، یک دوره تاریخی، یک حیوان، یک معماری یا حتی یک خاطره الهام گرفته باشد. ممکن است سازنده ماه ها روی یک ایده کار کرده باشد تا فرم نهایی به چیزی که در ذهن داشته نزدیک شود.

در این حالت، پیپ فقط نتیجه یک فرآیند فنی نیست.

یک ایده تبدیل به فرم شده است.

به همین دلیل است که در دنیای پیپ های هنری، گاهی ارزش یک اثر فقط به قیمت، برند یا متریال آن محدود نمی شود. داستان پشت آن نیز بخشی از هویت آن است.

یک پیپ ممکن است از نظر فنی بسیار خوب ساخته شده باشد؛ اما وقتی پشت آن یک ایده، تجربه یا روایت هم وجود داشته باشد، ارتباط انسان با آن می تواند کاملا متفاوت شود.

و بعد، نوبت صاحب پیپ است

شاید جالب ترین قسمت داستان همین جا شروع شود.

تا زمانی که یک پیپ روی میز سازنده قرار دارد، داستان آن هنوز کامل نشده است.

وقتی پیپ به دست صاحبش می رسد، زندگی جدیدی شروع می شود.

اولین بار روشن کردن پیپ، اولین سفر، یک عصر بارانی، یک گفتگوی طولانی، مطالعه یک کتاب یا حتی سال هایی که یک پیپ در کنار صاحب خود می گذراند، همگی می توانند بخشی از تاریخ آن شوند.

چوبی که روزی فقط یک قطعه برایر بوده، حالا بخشی از خاطرات یک انسان شده است.

به همین دلیل است که ممکن است یک پیپ قدیمی برای صاحبش ارزش بسیار بیشتری از قیمت بازار داشته باشد.

چون قیمت، فقط ارزش یک شیء را اندازه می گیرد؛ اما خاطره چیزی نیست که بتوان به سادگی قیمت گذاری کرد.

ماسترو رحیمی؛ جایی میان صنعت و هنر

مسیر ساخت پیپ در ایران نیز زمانی اهمیت پیدا می کند که آن را فقط به عنوان تولید یک محصول نگاه نکنیم.

در کارنامه ماسترو رحیمی، این مسیر از تحقیق، بررسی و امکان سنجی آغاز شد و به تدریج به طراحی، ساخت و توسعه پیپ های دست ساز ایرانی رسید. این مسیر از سال های پایانی دهه ۱۳۸۰ شکل گرفت، از سال ۱۳۹۰ وارد مرحله فعالیت جدی تر شد و پس از چند سال تحقیق و بررسی فنی، در مهر ماه ۱۳۹۴ به ساخت و رونمایی نخستین پیپ دست ساز ایرانی با برایر و متریال اصولی ساخت پیپ رسید.

اما شاید اهمیت این اتفاق فقط در ساخته شدن یک پیپ جدید نبود.

ساخت یک پیپ تخصصی، به شناخت متریال، طراحی فرم، توجه به ساختار پیپ، تجربه در کار با چوب و درک جزئیات فنی نیاز دارد. به همین دلیل، مسیری که با تحقیق آغاز شده بود، نمی توانست با ساخت یک مدل به پایان برسد.

بیشتر بخوانید:  سیگار قاتل ریه‌ ها است/ آمار رو به افزایش سرطان ریه در زنان

پس از آن، تجربه های مختلف ادامه پیدا کرد.

در دی ماه ۱۳۹۴، ساخت پیپ های کالاباش و ریورس کالاباش به یکی از بخش های این مسیر تبدیل شد. در سال ۱۳۹۵ نیز تجربه بیوکس کاری و رنگ دهی مرشام مطرح شد. در ادامه، طراحی و تولید سنگ رطوبت ساز توتون، فیلترهای رسی و دیگر محصولات و ادوات مرتبط با پیپ نیز به این مجموعه اضافه شد.

این اتفاق ها را می توان از یک زاویه دیگر هم نگاه کرد.

هر تجربه تازه، فقط یک محصول جدید به وجود نمی آورد؛ بلکه تجربه سازنده را نیز بیشتر می کند.

سازنده ای که یک روز با برایر کار می کند، روز دیگر با مرشام، روزی دیگر با فرم های پیچیده تر مانند کالاباش و ریورس کالاباش، و در کنار آن با تعمیر، مرمت و ساخت قطعات مختلف پیپ درگیر می شود، در واقع مجموعه ای از تجربه ها را در طول زمان روی هم انباشته می کند.

همین تجربه ها هستند که به مرور، دست سازنده را از یک دست صرفا فنی به یک دست صاحب سبک نزدیک می کنند.

در کار ماسترو رحیمی نیز ساخت پیپ تنها به تراشیدن کاسه محدود نمانده است. طراحی و ساخت استم های مختلف، از استم های کوتاه و چند وجهی تا استم های بلند، تعمیر و مرمت پیپ، کار روی شنک و تنون، اصلاح مسیرهای هوایی و ساخت قطعات مورد نیاز، بخش دیگری از تجربه های این مسیر را تشکیل داده اند.

از این زاویه، وقتی درباره «روح پیپ» صحبت می کنیم، دیگر فقط درباره ظاهر آن حرف نمی زنیم.

روح یک اثر دست ساز می تواند در مجموعه تصمیم هایی باشد که سازنده در طول ساخت گرفته است.

در انتخاب چوب.

در نحوه برخورد با رگه های برایر.

در انتخاب فرم.

در تناسب میان کاسه و شَنگ.

در طراحی استم.

در پرداخت نهایی.

و حتی در تصمیم هایی که ممکن است هیچ وقت صاحب پیپ آنها را نبیند.

بخشی از این تصمیم ها در ظاهر پیپ دیده می شوند و بخشی دیگر در تجربه استفاده از آن.

اینجاست که فاصله میان صنعت و هنر کمتر می شود.

صنعت به دنبال تکرار، استاندارد و تولید است؛ اما هنر می تواند شخصیت، تفاوت و امضای سازنده را وارد همان فرآیند کند.

یک پیپ دست ساز می تواند از نظر فنی دقیق باشد، اما در عین حال تفاوت های ظریف آن با یک نمونه دیگر، حاصل همان چیزی باشد که آن را از یک محصول کاملا تکراری جدا می کند.

در مسیر ماسترو رحیمی، موضوع فقط ساخت پیپ نبود. آموزش، تولید محتوای تخصصی، شکل گیری انجمن پیپ ایران، فعالیت در زمینه شناخت پیپ و توتون و ایجاد منابع فارسی برای علاقه مندان نیز بخشی از این مسیر شد. مجموعه پاسارگاد تاباک در کنار فعالیت تجاری، بخش قابل توجهی از فعالیت خود را به تولید و انتشار محتوای آموزشی و تخصصی در زمینه پیپ، توتون و سیگار برگ اختصاص داده است.

به همین دلیل، اگر بخواهیم داستان یک پیپ را فقط از لحظه تراش خوردن چوب شروع کنیم، بخش مهمی از ماجرا را از دست داده ایم.

بیشتر بخوانید:  معرفی کامل سیگاربرگ Cohiba Riviera Toro Tubos

قبل از آن، سال ها تحقیق وجود داشته است.

بعد از آن، سال ها تجربه وجود داشته است.

و در میان این دو، انسانی قرار دارد که با هر پروژه، بخشی از دانسته ها و تجربه های قبلی خود را به اثر بعدی منتقل می کند.

این همان نقطه ای است که مفهوم «روح پیپ» برای من معنا پیدا می کند.

نه به معنای یک روح واقعی یا ماورایی؛ بلکه به معنای چیزی که از انسان به اثر منتقل می شود.

چوب شخصیت طبیعی خودش را دارد.

سازنده، دانش و تجربه خودش را دارد.

پیپ، حاصل برخورد این دو است.

و بعد، صاحب پیپ وارد داستان می شود.

ممکن است یک پیپ سال ها در اختیار یک نفر بماند. ممکن است در یک روز خاص خریداری شده باشد، در یک سفر همراه صاحبش باشد، در یک عصر بارانی روشن شود یا سال ها بعد به عنوان یک یادگاری ارزشمند باقی بماند.

از آن لحظه، دیگر سازنده تنها کسی نیست که به پیپ هویت می دهد.

صاحب پیپ نیز بخشی از هویت آن را می سازد.

به همین دلیل، یک پیپ قدیمی می تواند برای صاحبش چیزی بسیار فراتر از یک وسیله باشد.

ممکن است قیمت آن مشخص باشد؛ اما خاطرات آن قیمت مشخصی ندارند.

و شاید این همان چیزی باشد که یک پیپ دست ساز را از یک محصول صنعتی جدا می کند.

محصول صنعتی می تواند دقیقا مطابق یک الگو، بارها و بارها تکرار شود.

اما یک پیپ دست ساز، حتی اگر از یک فرم شناخته شده ساخته شود، در نهایت حاصل مجموعه ای از انتخاب های انسانی است.

انتخاب چوب.

انتخاب فرم.

انتخاب نحوه تراش.

انتخاب پرداخت.

انتخاب جزئیات.

و در نهایت، انتخاب صاحب پیپ برای اینکه آن اثر را وارد زندگی خودش کند.

در چنین مسیری، هر پیپ را می توان بخشی از یک تاریخ بزرگ تر دید.

تاریخ تلاش برای اینکه ساخت پیپ از یک ایده، به یک مهارت تبدیل شود؛

از یک مهارت، به تجربه؛

و از تجربه، به یک زبان شخصی در ساخت.

شاید به همین دلیل است که وقتی از «روح پیپ» حرف می زنیم، بهتر است فقط به خود پیپ نگاه نکنیم.

باید به چوب، سازنده، زمان و صاحب پیپ هم نگاه کنیم.

چون روح یک پیپ، اگر بخواهیم این تعبیر هنری را بپذیریم، در یک لحظه به وجود نمی آید.

از رگه های چوب شروع می شود.

در دست سازنده شکل می گیرد.

با تجربه عمیق تر می شود.

در گذر زمان شخصیت پیدا می کند.

و سرانجام در زندگی صاحبش ادامه پیدا می کند.

شاید یک پیپ در روزی مشخص ساخته شود؛

اما داستانش همان روز تمام نمی شود.

چیزی که سازنده با دست آغاز کرده، ممکن است سال ها بعد با خاطرات صاحبش ادامه پیدا کند.

و شاید همین است که بعضی پیپ ها را از یک وسیله ساده فراتر می برد:

آنها فقط ساخته نشده اند؛ زندگی کرده اند.

آیا پیپ واقعاً روح دارد؟ فلسفه جهانی Soul of a Pipe |  داستانی درباره روح پیپ های دست ساز

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسب ها