داستان عجیب رودریگو دِ خِرِس : ۷ سال زندان فقط برای کشیدن سیگار؟
تصور کنید در اواخر قرن پانزدهم، در یکی از شهرهای اسپانیا قدم میزنید و ناگهان مردی را میبینید که از دهان و بینیاش دود بیرون میآید.
نه آتش گرفته، نه جادوگر است و نه چیزی در دست دارد که برای مردم آن روزگار آشنا باشد؛ فقط مشغول مصرف گیاهی است که چند ماه قبل از سرزمینی ناشناخته در آن سوی اقیانوس به اروپا رسیده است.
حالا یک سؤال عجیب مطرح میشود:
آیا واقعاً ممکن است مردی به نام رودریگو دِ خِرِس به خاطر کشیدن تنباکو هفت سال زندانی شده باشد؟
این داستان صدها سال است در تاریخ تنباکو، پیپ و سیگار برگ تکرار میشود. روایت مشهور میگوید مردم از دیدن دود بیرون آمده از دهان و بینی او وحشت کردند و او را به تفتیش عقاید اسپانیا معرفی کردند؛ حتی جملهای مشهور به او نسبت داده شده که «فقط شیطان میتواند به انسان قدرت بیرون دادن دود از دهان را بدهد».
اما وقتی دقیقتر به منابع نگاه میکنیم، داستان کمی پیچیدهتر میشود.
رودریگو دِ خِرِس چه کسی بود؟
رودریگو دِ خِرِس Rodrigo de Jerez یکی از ملوانان اسپانیایی بود که در نخستین سفر کریستف کلمب به قاره آمریکا حضور داشت.
در سال ۱۴۹۲، کلمب و همراهانش با مردمان بومی کارائیب روبهرو شدند و با گیاه و شیوههای مصرف تنباکو آشنا شدند. منابع تاریخی نشان میدهند که تنباکو مدتها پیش از ورود اروپاییان در میان جوامع بومی آمریکا مورد استفاده قرار میگرفت و کاربردهای مذهبی، اجتماعی و درمانی داشت.
کتابخانه کنگره آمریکا نیز در اسناد مربوط به سفر کلمب، از آشنایی اروپاییان با محصولات و شیوههای زندگی مردم بومی کارائیب پس از ورود کلمب در سال ۱۴۹۲ سخن میگوید.
در روایتهای تاریخی، رودریگو دِ خِرِس و یکی دیگر از همراهان کلمب به نام لوئیس دِ تورِس از نخستین اروپاییانی معرفی میشوند که در کوبا شاهد مصرف دود تنباکو توسط بومیان بودند.
آنچه آنها دیدند، البته با چیزی که امروز از سیگار میشناسیم تفاوت داشت.
تنباکو به شکلهای مختلف مصرف میشد و یکی از روشهای شناختهشده، پیچیدن برگهای تنباکو و دود کردن آن بود؛ شکلی که بعدها در تاریخ به عنوان یکی از پیشینههای سیگار برگ شناخته شد. منابع پژوهشی نیز شواهدی از مصرف سیگار برگ در تمدنهای آمریکای پیش از ورود اروپاییان ارائه کردهاند.
وقتی دود از دهان و بینی بیرون آمد
طبق روایت مشهور، رودریگو دِ خِرِس پس از بازگشت به اسپانیا، این عادت جدید را با خود به زادگاهش، آیامونته، برد.
اما چیزی که برای مردم امروز کاملاً عادی به نظر میرسد، در اروپای اواخر قرن پانزدهم منظرهای غیرمعمول بود.
مردی که از دهان و بینی خود دود بیرون میداد، برای کسانی که با تنباکوی آمریکایی آشنا نبودند میتوانست تصویری عجیب و حتی ترسناک باشد.
از همینجا یکی از مشهورترین داستانهای تاریخ تنباکو شکل گرفته است.
گفته میشود همسایگان رودریگو از این صحنه ترسیدند و موضوع به مقامات مذهبی رسید.
و بعد، طبق افسانه، تفتیش عقاید اسپانیا او را به دلیل کشیدن تنباکو زندانی کرد.
روایت مشهور میگوید مدت این زندان هفت سال بود.
اما اینجا باید یک علامت سؤال بزرگ بگذاریم.
آیا واقعاً رودریگو به خاطر سیگار کشیدن زندانی شد؟
اینجا جایی است که تاریخ از داستان فاصله میگیرد.
داستان زندانی شدن رودریگو دِ خِرِس آنقدر تکرار شده که در بسیاری از نوشتهها بهعنوان یک واقعیت تاریخی ارائه شده است. حتی برخی منابع عمومی و متون تاریخی درباره تاریخ تنباکو نیز همین روایت را نقل کردهاند. برای نمونه، برخی مطالب منتشرشده در منابع تاریخی و آموزشی، رودریگو را نخستین اروپایی سیگاری معرفی کرده و داستان زندانی شدن او را نیز بازگو کردهاند.
اما مشکل اینجاست:
برای این ادعا که تفتیش عقاید اسپانیا رودریگو را مشخصاً به دلیل کشیدن تنباکو زندانی کرده، سند اولیه محکمی که بتوان به آن استناد کرد، در دست نیست.
حتی جمله معروفی که به ماجرای او نسبت داده میشود، یعنی اینکه «فقط شیطان میتواند به انسان قدرت بیرون دادن دود از دهان را بدهد»، نیز بدون یک سند اولیه معتبر در بسیاری از روایتهای متأخر تکرار شده است.
یک بررسی تاریخی منتشرشده درباره این ماجرا نیز دقیقاً به همین مشکل اشاره میکند و میگوید برای ادعای محاکمه یا زندانی شدن رودریگو به دلیل کشیدن تنباکو، منبع اولیه قابل اتکایی پیدا نشده است.
حتی در یک برنامه رادیویی اسپانیایی در سال ۲۰۲۶ که این افسانه را بررسی کرده، پژوهشگر برنامه نیز تأکید میکند که سندی که صراحتاً بگوید «او را به دلیل شیطانی دانستن سیگار کشیدن زندانی کردیم» ارائه نشده است. در همان بررسی، داستان رودریگو بهعنوان افسانهای بسیار تکرارشده اما فاقد سند روشن توصیف شده است.
پس پاسخ دقیق چیست؟
ماجرای هفت سال زندان را نمیتوان با اطمینان بهعنوان یک واقعیت تاریخی قطعی بیان کرد.
پس افسانه «هفت سال زندان» از کجا آمده است؟
این قسمت شاید حتی از خود داستان هم جذابتر باشد.
روایت رودریگو در طول دههها و قرنها بارها در نوشتههای مربوط به تاریخ تنباکو تکرار شده است؛ گاهی با جزئیات متفاوت.
در بعضی روایتها گفته میشود مردم از دود او ترسیدند.
در بعضی نسخهها پای کشیش و همسایهها به میان میآید.
در برخی نوشتهها، تفتیش عقاید مسئول دستگیری معرفی میشود.
گاهی مدت زندان هفت سال ذکر شده و در بعضی روایتهای دیگر حتی اعداد متفاوتی دیده میشود.
در یک روایت ادبی حتی مدت بسیار طولانیتری برای زندان رودریگو ذکر شده است؛ مسئلهای که خود نشان میدهد این داستان در طول زمان بیشتر شبیه یک روایت فولکلور شده تا یک گزارش قضایی دقیق.
این تفاوتها اهمیت زیادی دارند.
وقتی داستانی تاریخی بارها بدون ارجاع به سند اولیه بازنویسی شود، ممکن است جزئیات جذاب آن بهتدریج جای واقعیت مستند را بگیرند.
یک نکته مهم؛ اروپاییها قبل از تنباکو هم دود را میشناختند
یکی از مشکلات داستان «مردم تصور کردند او شیطان است چون دود از دهانش بیرون میآمد» این است که اروپاییان پیش از ورود تنباکو نیز با سوزاندن و استنشاق دود برخی گیاهان آشنا بودند.
پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که استفاده از دود گیاهان مختلف در اروپا پیش از ورود تنباکو وجود داشته و کاربردهایی مانند استفادههای دارویی یا آیینی داشته است. بنابراین تنباکو برای اروپاییان گیاهی جدید بود، اما خود مفهوم دود و استنشاق دود کاملاً ناشناخته نبود.
این موضوع باعث میشود روایت «دود از دهان = حتماً شیطان» از نظر تاریخی نیازمند احتیاط بیشتری باشد.
البته این موضوع به معنای غیرممکن بودن واکنش منفی مردم به تنباکوی جدید نیست؛ بلکه فقط نشان میدهد که برای اثبات داستان رودریگو به مدارک بیشتری نیاز داریم.
تنباکو واقعاً چگونه وارد اروپا شد؟
افسانه رودریگو هرچه باشد، بخش مهم داستان کاملاً واقعی است:
تنباکو پس از تماس میان اروپا و قاره آمریکا وارد شبکه مبادلات جهانی شد.
گزارشهای مربوط به سفر نخست کلمب نشان میدهند که اروپاییان در سال ۱۴۹۲ با برگهای خشک تنباکو و شیوه مصرف آن آشنا شدند. بعدها گیاه تنباکو به تدریج در اروپا شناخته شد و کشت و مصرف آن گسترش پیدا کرد.
بر اساس دادههای تاریخی منتشرشده در منابع وابسته به سازمان جهانی بهداشت و همچنین مرورهای علمی، تنباکو در دهههای بعد به بخشهای مختلف جهان راه پیدا کرد و در قرن شانزدهم مصرف آن در اروپا و سپس مناطق دیگر گسترش یافت.
از گیاه عجیب آمریکایی تا یک فرهنگ جهانی
تنباکو خیلی سریعتر از بسیاری از محصولات واردشده از دنیای جدید در فرهنگهای مختلف جا افتاد.
در ابتدا برای آن کاربردهای درمانی و پزشکی هم تصور میشد.
در واقع، اروپاییان تحت تأثیر کاربردهایی که بومیان آمریکا برای تنباکو داشتند، در دورهای آن را دارای خواص درمانی مختلف میدانستند. برخی پزشکان و گیاهشناسان اروپایی بعدها درباره کاربردهای دارویی تنباکو نوشتند.
در قرن شانزدهم، شخصیتهایی مانند ژان نیکو، دیپلمات فرانسوی، نقش مهمی در معرفی تنباکو به دربار فرانسه داشتند و نام علمی جنس Nicotiana نیز بعدها از نام او گرفته شد. ماده نیکوتین نیز نام خود را از همین ریشه گرفته است.
به این ترتیب، گیاهی که روزی در آمریکای بومی کاربردهای آیینی و اجتماعی داشت، تبدیل شد به محصولی که در اروپا، آسیا، آفریقا و بخشهای مختلف جهان کشت و مصرف میشد.
یک تناقض تاریخی جالب
ماجرای رودریگو یک تناقض جالب دارد.
در یک طرف، داستانی داریم که میگوید نخستین مواجهه اروپاییان با فردی که تنباکو میکشید، با ترس، سوءظن و حتی زندان همراه شد.
در طرف دیگر، تنها چند نسل بعد، تنباکو آنقدر در جامعه اروپایی گسترش پیدا کرده بود که حکومتها و کلیساها دیگر با یک پدیده ناشناخته مواجه نبودند؛ بلکه با محصولی روبهرو بودند که مصرفش گسترده شده بود.
حتی کلیسا بعدها به جای برخورد با «جادو» یا «شیطان»، مقررات مشخصی درباره مصرف تنباکو وضع کرد.
برای نمونه، یک منبع تاریخی درباره اقدامات ضدتنباکویی کلیسا به فرمان پاپ اوربان هشتم در سال ۱۶۲۴ اشاره میکند که استعمال تنباکو در کلیساها را ممنوع میکرد.
یعنی اگر داستان رودریگو را کنار اسناد بعدی بگذاریم، میتوانیم یک مسیر تاریخی جالب ببینیم:
گیاه ناشناخته → کنجکاوی → مصرف → محبوبیت → گسترش جهانی → مقررات
افسانهای که هنوز زنده است
شاید دلیل ماندگاری داستان رودریگو دِ خِرِس همین باشد.
داستان کوتاه، تصویری و عجیب است.
یک ملوان از سفر به سرزمینی ناشناخته برمیگردد.
چیزی را آتش میزند.
دود از دهان و بینیاش بیرون میآید.
مردم وحشت میکنند.
تفتیش عقاید وارد ماجرا میشود.
و مردی که به خاطر کشیدن تنباکو زندانی شده، سالها بعد از زندان بیرون میآید؛ در حالی که جامعهای را میبیند که خودش به مصرف تنباکو علاقهمند شده است.
این پایانبندی برای یک داستان تاریخی تقریباً بیش از حد جذاب است.
و شاید دقیقاً به همین دلیل باید درباره آن محتاط باشیم.
تاریخ همیشه جذابترین نسخه یک داستان را تأیید نمیکند.
از نخستین دودهای تنباکو تا فرهنگ پیپ و سیگار برگ
اما حتی اگر داستان هفت سال زندان را کنار بگذاریم، اصل ماجرا همچنان یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ تنباکو باقی میماند.
اروپاییان در اواخر قرن پانزدهم با گیاهی روبهرو شدند که در تمدنهای آمریکایی سابقهای طولانی داشت.
آن گیاه از اقیانوس اطلس عبور کرد و وارد اروپا شد.
بعد راه خود را به دیگر نقاط جهان باز کرد.
روشهای مختلف مصرف شکل گرفت و در طول قرنها، تنباکو در کنار ابزارها و سنتهای گوناگون قرار گرفت؛ از تنباکوی دستپیچ و سیگار برگ گرفته تا پیپ و انواع فرآوردههای دیگر.
امروز وقتی یک سیگار برگ یا یک پیپ دستساز را در دست میگیریم، پشت آن فقط یک محصول وجود ندارد؛ بلکه بخشی از یک تاریخ چندصدساله از کشاورزی، تجارت، صنایع دستی، فرهنگ و سنتهای مصرف تنباکو قرار گرفته است.
ماسترو رحیمی؛ ادامه یک مسیر تاریخی در فرهنگ پیپ ایران
صحبت از تاریخ تنباکو و فرهنگ پیپ و سیگار برگ، در ایران نیز ما را به مجموعهای میرساند که سالهاست روی این حوزه فعالیت میکند: ماسترو رحیمی و مجموعه پاسارگاد تاباک.
شکلگیری فعالیتهای این مجموعه از سال ۱۳۸۹ با تحقیق، امکانسنجی و بررسی این حوزه آغاز شد و فعالیت مجموعه از سال ۱۳۹۰ وارد مرحله جدیتری شد.
در ادامه این مسیر، ساخت پیپ دستساز ایرانی به یکی از محورهای اصلی فعالیت مجموعه تبدیل شد. نخستین پیپ ساختهشده توسط ماسترو رحیمی در مهرماه ۱۳۹۴ و ثبت جهانی این اثر در ۹ مهر ۱۳۹۴
امروز فعالیت این مجموعه تنها به ساخت پیپ محدود نمیشود و پاسارگاد تاباک خود را بهعنوان مجموعهای فعال در حوزه پیپ، سیگار برگ، توتون پیپ و لوازم مرتبط معرفی میکند.
از این منظر، داستان رودریگو دِ خِرِس را میتوان نقطهای بسیار دور در ابتدای تاریخ ورود تنباکو به فرهنگ اروپایی دانست؛ تاریخی که طی چند قرن مسیرهای متفاوتی را طی کرد و در نهایت، فرهنگهای تخصصی و هنری مرتبط با پیپ و سیگار برگ را نیز به وجود آورد.
و شاید جذابترین بخش این داستان همین باشد:
چیزی که در قرن پانزدهم برای بعضی اروپاییان عجیب و حتی ترسناک بود، امروز به یکی از شناختهشدهترین فرهنگهای مرتبط با تنباکو در جهان تبدیل شده است.
رودریگو؛ واقعیت یا افسانه؟
اگر بخواهیم تمام داستان را در چند خط خلاصه کنیم:
آشنایی اروپاییان با تنباکو در سال ۱۴۹۲ یک واقعیت تاریخی مستند است.
رودریگو دِ خِرِس نیز در روایتهای تاریخی بهعنوان یکی از نخستین اروپاییانی که شیوه مصرف تنباکو را آموختند شناخته میشود.
اما داستان زندانی شدن او توسط تفتیش عقاید برای هفت سال، به دلیل کشیدن تنباکو، سند اولیه محکمی ندارد و باید آن را یک روایت مشهور و تاریخیـفولکلوریک دانست، نه یک واقعیت قطعی.
شاید رودریگو واقعاً هفت سال را در زندان گذرانده باشد.
شاید هم نه.
آنچه میدانیم این است که داستان او بیش از هر چیز نشان میدهد تاریخ تنباکو فقط تاریخ یک گیاه نیست؛ تاریخ مجموعهای از روایتها، باورها، تجارت، فرهنگ و البته افسانههایی است که بعضی از آنها صدها سال دوام آوردهاند.
و داستان مردی که ظاهراً فقط با یک دود، مردم یک شهر را ترساند، یکی از ماندگارترین آنهاست.


